برگردان به زبان ساده
ای آفت جان و فتنه هوش
وی سرو روان و چشمه نوش
هوش مصنوعی: ای عشق جان من و دلیل پریشانی عقل من، تو مانند سروی زیبا و چشمهای شیرین هستی.
آن پسته چرا دهان ببسته است
وان غنچه چرا نشسته خاموش
هوش مصنوعی: چرا آن پسته دهانش بسته است و چرا آن غنچه ساکت نشسته؟
برخیز و برو بیا و بنشین
بستان و بده بگو و بنیوش
هوش مصنوعی: برخیز، بیا، و در باغ بنشین و چیزی را بگیر و بگو و گوش کن.
گیسوت فتاده تا بزانو
زلفت زده حلقه بر بنا گوش
هوش مصنوعی: موهایت تا زانو افتاده و زلفت حلقهای بر گوشهایت زده است.
من بسته ام و تو بند بر پای
من بنده ام و تو حلقه در گوش
هوش مصنوعی: من به زنجیر کشیده شدهام و تو باعث این قید و بند من هستی، من مانند بندهای هستم که تو حلقهای را در گوش من قرار دادهای.
دوشینه نبرد خوابم از عیش
امشب نبرد ز حسرت دوش
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر شادمانی که داشتم، خوابم نبرد، اما امشب حسرت دیشب مانع از لذت من شده است.
امشب ز فراق دست بر دست
دیشب ز وصال دوش بر دوش
هوش مصنوعی: امشب به خاطر جدایی، دستهایم را به هم میزنم، در حالی که دیشب به خاطر وصالت، بر دوش یکدیگر بودیم.
آن غم که بسینه بود پنهان
اشک آمد و برگرفت سرپوش
هوش مصنوعی: غمهای پنهان و دروندلبستگی در دل، با آمدن اشک نمایان شدند و پردهای که بر آنها کشیده شده بود، کنار رفت.
دانی که بسر برآید آخر
دیگی که همیشه میزند جوش
هوش مصنوعی: میدانی که در نهایت، دیگی که همیشه در حال جوشیدن است، سرش به بالا میآید.