برگردان به زبان ساده
بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
پریش تر کنم از کار و بار خویشتنش
هوش مصنوعی: اگر زلف پرپیچ و خم او به دستم بیفتد، آنقدر به هم میزنمش که از کار و زندگیاش بیخبر شود.
بخایم آن لب و دندان چون شکر چندان
که جوی خون رود از لعل لب، چو چشم منش
هوش مصنوعی: میخواهم آن لب و دندان را که مانند شکر شیریناند، به قدری که از لبی خوشرنگ، مانند جوی خون سرازیر شود، همچون چشم من.
منش چگونه توانم که در بغل گیرم
که تاب جامه ندارد ز نازکی بدنش
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم او را در آغوش بگیرم در حالی که لباسش به خاطر نازکی و لطافت بدنش تاب تحمل ندارد؟
چه گلشنی است پر از میوه لیک حیف که دست
نمیرسد به به و سیب غارض و ذقنش
هوش مصنوعی: این باغ پر از میوههای خوشمزه است، اما افسوس که نمیتوان به آنها دسترسی پیدا کرد، حتی به گلابی و سیبهای خوشطعم و زیبایی که در آنجا وجود دارند.
چه باغ خرم سبزی است لیک نتوان چید
گلی ز نسترن و غنچه ای ز یاسمنش
هوش مصنوعی: باغی سرشار از سرسبزی و شادابی وجود دارد، اما نمیتوان از آن گلهای نسترن یا غنچههای یاسمن برداشت کرد.
اگر بنزد لبش، پسته لب بخنده گشاد
غمین مشو که بیک سنگ خورد شد دهنش
هوش مصنوعی: اگر پیش لبهایش پستهای بخندد، نگران نباش که ممکن است بهخاطر یک سنگ دهنش آسیب ببیند.
کدام باغ در اینشهر و این دیار حبیب
چه او گلی و چو من بلبلی است در چمنش
هوش مصنوعی: در این شهر و دیار کدام باغ وجود دارد که محبوب من در آنجا باشد؟ چون او مانند گلی است و من هم مانند بلبلی هستم که در باغ او زندگی میکند.