برگردان به زبان ساده
دل نبندی بچرخ و دورانش
وان تهی طبل و کهنه انبانش
هوش مصنوعی: دل را به چیزها و وابستگیها نبند؛ به زندگی و زمان بپرداز. این دنیا مانند طبل خالی و کیسهای کهنه است.
خون دل خور ز جام غم، کین زال
همه خون است شیر پستانش
هوش مصنوعی: درد و غم زیادی که در دل دارم را تحمل میکنم، زیرا این زال (گفتار دربارهٔ رستم) که پسرش شیر پستانش، تمام وجودش از خون و رنج است.
غیر خوناب چشم و لخت جگر
ما حضر نیست بر سر خوانش
هوش مصنوعی: جز اشک و غم و درد جانکاه ما هیچ چیز دیگری در این میهمانی و محفل وجود ندارد.
گر ببازو چو رستمی ور زال
بشکند پنجه تو دستانش
هوش مصنوعی: اگر تو قوی باشی مانند رستم و اگر زال بتواند تو را شکست دهد، در آن صورت تو قدرت و توانایی او را نخواهی داشت.
چه دمی دم در آتش سردش
چه زنی مشت، بر بسندانش
هوش مصنوعی: در دل آتش سردش چه دمی میگذرد و چگونه بر در این آتش میکوبی؟
گر بخندد چو مار، مهر مگیر
که بود زهر زیر دندانش
هوش مصنوعی: اگر کسی مثل مار بخندد، به او محبت نکن زیرا زهر در دندانهایش نهفته است.
ور بگرید چو ابر، باک مدار
که بود گریه چشم بندانش
هوش مصنوعی: اگر مانند ابر گریه کند، نگران نباش که چه کسی اشک میریزد و چه کسی نمیریزد.
زینهارت فریب میندهد
لب خندان و چشم گریانش
هوش مصنوعی: لبخند و چهره خندان او تو را فریب میدهد، در حالی که چشمانش نشان از گریه و غم دارند.
این همان دیو دان که رفت بباد
از فسون، مسند سلیمانش
هوش مصنوعی: این دیو دانایی که به وسیله جادو و فریب ناپدید شده، دیگر جایی برای سلطنت سلیمان ندارد.
و این همان زال دان که از دستان
در چه افتاد پور دستانش
هوش مصنوعی: این شخصیت زال است که از دستانش به جایگاه عظیمی رسید. در اینجا به دستاورد و موفقیت او اشاره میشود که نتیجه تلاشهایش بوده است.