برگردان به زبان ساده
گفته بودی کز پریشانی شدم چون موی خویش
گشتم از آشفتگی چون طره جادوی خویش
هوش مصنوعی: گفته بودی که از نگرانی و اضطراب به هم ریختهام، مانند موی خودم که به خاطر آشفتگیام در هم شده است، همانطور که گیسوان جادوییام به هم ریخته است.
تا چه سودا بر سرت افتاده از آن شوریده زلف
یا چو ما مفتون شدی بر نرگس هندوی خویش
هوش مصنوعی: به چه دلباختگی و شوری دچار شدهای؟ آیا مثل ما مجذوب و شیفتهی نگاه دلفریب و زیبای نرگس معشوق خود شدهای؟
تا رود اندوهت از خاطر، بنه آئینه ئی
در نظر تا بنگری در روی خویش و موی خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم و اندوهت از ذهنت زدوده شود، یک آینه در مقابل خود قرار بده تا بتوانی به چهره و موهای خود نگاه کنی.
گر بود صد کاروان اندوهت اندر جان و دل
بار بندد، چون به بینی در رخ دلجوی خویش
هوش مصنوعی: اگر در دل و جانت صد کاروان از اندوه وجود داشته باشد، وقتی به چهره دلربای معشوق خود بنگری، همه آن غمها از یاد میروند.
خیل غم چون یافت در کوی تو ره جانا مگر
رفته از بازوی حسنت قوت و نیروی خویش
هوش مصنوعی: غمها چون به کوی تو آمدند، ای جانا، آیا زیبایی و جاذبهات از توان و قدرت خود کاسته و رفته است؟
بر صف اندیشه با صف بسته مژگان حمله کن
در سپاه غم بنه شمشیر از ابروی خویش
هوش مصنوعی: با چشمانی زیبا و پر از فکر، به مبارزه با اندوه بپرداز و با نگاهی تیز و نافذ، همچون شمشیری که از ابرویت میدرخشد، در جنگل غمها، به چالش بپرداز.
غمگسار عالمی غمرا چرا دادی تو راه
ای مه مشکین سلب، در حلقه گیسوی خویش
هوش مصنوعی: ای محبوب خوشبو، چرا قلب جهانی را که غمگین است به درد میآوری و او را در چنگ گیسوان خود گرفتار میسازی؟