برگردان به زبان ساده
به گریه سحر و آه شب دلم شادست
چو گل که تازه ز آب و شکفته از بادست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر گریههای صبحگاهی و نالههای شب، شاداب و سرزنده است مانند گلی که تازه از آب گرفته و با وزش باد شکفته و باز شده است.
فسردگی به دل بوالهوس میاموزید
که مرده در روش آرمیدن استاد است
هوش مصنوعی: غم و اندوه را به دل کسی که هوسهای بیجا دارد نیاموزید، چرا که مردگان در آرامش و استراحت، خبره و استاد هستند.
خیال زلف تو ننشسته هرگز از پرواز
مگو که مرغ هوایی ز قید آزاد است
هوش مصنوعی: زخم زلف تو هیچگاه از ذهنم نرفته، پس دربارهٔ پرواز نگو که پرندهٔ عاشق در قید و بند نیست.
چو ترکش تو ز پیکان پرست دیده من
نیم گر آینه چشمم چرا ز فولادست؟
هوش مصنوعی: اگر تیر و کمان تو چشمانم را هدف قرار دادهاند، پس چرا آینهای که در چشمانم است از فولاد ساخته شده است؟
چو غنچه سر به گریبان کشد همیشه ز شرم
کسی که گردنش از قید عشق آزاد است
هوش مصنوعی: وقتی گل به خاطر شرم سرش را به داخل محفظهاش میبرد، نشان میدهد که شخصی که از عشق رهایی یافته، هیچ احساسی از شرم ندارد.
نشد ز سلسله ما برون گرفتاری
درین قبیله مگر عشق وقف اولادست
هوش مصنوعی: در این دنیا هرگز نمیتوان از مشکلات و بندهایی که ما را به این قبیله وابسته کردهاند، رهایی یافت، مگر اینکه عشق به نسلهای آینده و ادامه دادن آن، در نظر گرفته شود.