برگردان به زبان ساده
دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانی
در نظر، برگ گل و لاله کند پیکانی
هوش مصنوعی: دل به خاطر ستمهای تو به زیبایی و آبادانی روی آورد، مانند ساقهای که گل و لاله را به شکل پیکان در نظر میآورد.
در تماشای در و بام تو چون مهر منیر
هر سر موی کند بر بدنم مژگانی
هوش مصنوعی: زمانی که به در و بام تو نگاه میکنم، مانند ماه روشنی میدرخشد و هر یک از موهای سرم در اثر زیبایی تو بر تنم حس لطیف و دلانگیزی پیدا میکند.
از بد و نیک جهان، روی فراهم نکشم
زانکه چون آینهام باز بود پیشانی
هوش مصنوعی: من به خاطر خوبیها و بدیهای جهان چهرهام را نمیپوشانم، زیرا مانند آینهای هستم که همیشه حقیقت را نشان میدهد.
سینهام ترکش تیرست ازان شست و هنوز
جگرم آه کشد از غم بیپیکانی
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و زخم است و هنوز هم به خاطر فقدان و تنهاییام، دلم آه و ناله میکند.
در خراش جگرم حاجت ناخن نبود
پیچش آه کند در جگرم سوهانی
هوش مصنوعی: در دل زخمهایم نیازی به ناخن نیست، صدای آه همچون سوهانی درونم را میخراشد.
روی گرداندهای از دیدن رویش قدسی
گل بیرنگ ز خورشید چرا گردانی؟
هوش مصنوعی: چرا از دیدن چهره زیبای او که مانند گلی مقدس است فاصله میگیری، در حالی که او از نور خورشید بینصیب نیست؟