برگردان به زبان ساده
در سینه دل غمین فتاده
خود گو چه کنم، چنین فتاده
هوش مصنوعی: در دل من غمی نشسته است و نمیدانم چه باید بکنم که اینگونه دچار آن شدهام.
از کینه خلق، در هراسم
زان چین که بر آستین فتاده
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که مردم دارند، من در ترس هستم از آن چین و چروکی که بر آستینم افتاده است.
جز عشق بتان که گیردش دست؟
زاهد که به ننگ دین فتاده
هوش مصنوعی: آیا کسی میتواند به غیر از عشق معشوقان چیزی را در دست گیرد؟ زاهدی که در عذاب و ننگ دین گرفتار شده است.
بر گرد لبت بنفشه شد سبز؟
یا مور در انگبین فتاده
هوش مصنوعی: بر گرد لبت، گل بنفشه سبز شده است، یا اینکه مورچهای در عسل آرام گرفته است؟
در کوی تو آفتاب از شوق
غش کرده و بر زمین فتاده
هوش مصنوعی: در راه تو، خورشید از عشق دچار ضعف شده و بر خاک افتاده است.
از دولت عشق، سینه من
چون کوی تو دلنشین فتاده
هوش مصنوعی: به لطف عشق، سینهام به شدت درگیر و غرق در زیباییهای تو شده است.
پروانه طبیعت است قدسی
تا بر دل آتشین فتاده
هوش مصنوعی: پروانه موجودی است که به زیبایی طبیعت تعلق دارد و به سمت آتشی در دل عاشقانهاش میرود.