برگردان به زبان ساده
به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منه
ترا که بسته بود در، به ره چراغ منه
هوش مصنوعی: اگر در دل تو غمی نیست، دلی را نازک نکن و داغی به سینه نگذار. در و دل تو به هم قفل بوده و راهی برای روشنایی نگذار.
وصیتم شب رحلت به میفروش این بود
که جز پیاله به بالین من چراغ منه
هوش مصنوعی: در آخرین لحظات زندگیام به میفروش گفتم که فقط یک پیاله شراب در کنار من بگذار و هیچ چیز دیگری نیاور.
مرا ز گلشن جان عطر پیرهن برخاست
نسیم گو به سرم منت سراغ منه
هوش مصنوعی: عطر پیراهن محبوبم از گلشن جان به مشامم رسید، اما نسیم میگوید که از من دوری کن و مرا به یاد نیاور.
غمم چو تازه نکردی، به راحتم مفریب
چو ناخنی نزدی، پنبهام به داغ منه
هوش مصنوعی: وقتی غم من را تازه نکردی، مرا فریب نده. وقتی که به من آسیب نزدی، نگذار دلم روی زخمهایش حسرت بخورد.
بهار آمد و بلبل به ناله میگوید
که بیپیاله چو نرگس قدم به باغ منه
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و بلبل در حال آواز خواندن است و میگوید که بدون داشتن جام (شراب) و در حالی که نرگس وجود دارد، پا به باغ نگذار.
به باده دست مبر، یا همیشه بیخود باش
قرابه را بشکن، یا ز کف ایاغ منه
هوش مصنوعی: هرگز به می و نوشیدن روی نیاور، یا همواره در حالت سرخوشی بمان. اگر تصمیم به نوشیدن گرفتی، یا آن را به طور کامل بشکن و رها کن، یا آن را از دست نده و به خودت مسلط باش.
به شکر قرب، مزن طعنه دور گردان را
چو عندلیب شدی، دست رد به زاغ منه
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیک بودن به نعمت و محبت، به طعنههای کسانی که از تو دورند توجه نکن. وقتی که به خوشی و زیبایی رسیدی، به حرفهای منفی و بدبینانه دیگران اهمیت نده.