برگردان به زبان ساده
مردم ز تیرگی، نفسی بینقاب شو
روزم سیاه شد، مدد آفتاب شو
هوش مصنوعی: ای مردم، از تاریکی دوری کن و بدون حجاب به زندگی بپرداز. روزهایم به خاطر ظلمت سیاه شده، به کمک نور خورشید بیا.
بی فیض شعله، قرب خرابات مشکل است
خواهی رسی به مجلس مستان، کباب شو
هوش مصنوعی: بدون الطاف و برکات، رسیدن به مستان و محفل شاداب دشوار است؛ اگر میخواهی به آنجا برسی، باید از خود بگذری و دلسوزی کنی.
تعمیر این خرابه، شگون نیست بر کسی
دیگر نمیخورم غم دل، گو خراب شو
هوش مصنوعی: این مکان ویران را نمیتوان تعمیر کرد و دیگران نیازی به غم و اندوه من ندارند، بنابراین بگذارید اینجا بیشتر خراب شود.
لب خشک بایدم ز جهان شد، مرا که گفت
چون تشنگان فریفته این سراب شو؟
هوش مصنوعی: باید از این دنیا برویم، چرا که چه کسی به من گفت مانند تشنگانی که فریب سراب را میخورند، زندگی کنم؟
قدسی کسی که او مژهای تر نمیکند
گو چون حباب، چشمش ازین شرم آب شو
هوش مصنوعی: کسی که مقدس و بینظیر است، حتی یک اشک هم نمیریزد. پس مانند حباب، چشمش را از این شرم پر آب کن.