برگردان به زبان ساده
حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
کو عشق تا آتش زنم، در روزگار خویشتن
هوش مصنوعی: درگیر سردرگمی و ناامیدی هستم و نمیدانم که در زندگیام چه میگذرد. دنبال عشقی میگردم که بتوانم با آن شعلهای به زندگیام بزنم و آن را تغییر دهم.
گفتم مبادا بعد من، ملک کسی گردد غمت
تا بیع بستم، کردمش وقف مزار خویشتن
هوش مصنوعی: من به خودم گفتم نکند بعد از من، غم تو نصیب کسی شود؛ پس وقتی که پیمان بستم، این مکان را موقوف بر خودم کردم.
در محفل روحانیان، گردد ز مو باریکتر
تا نغمهای بیرون کشد، مطرب ز تار خویشتن
هوش مصنوعی: در جمع اهل معرفت، هنرمند باید به اندازهای ظریف و حساس باشد که بتواند با نغمهای زیبا و دلنشین از دل خود، احساساتش را به نمایش بگذارد.
با آنکه عمرم در چمن، در پای گلبن صرف شد
هرگز ندیدم تا منم، گل در کنار خویشتن
هوش مصنوعی: با اینکه تمام عمرم را در گلزار و کنار گلها گذراندم، هرگز نتوانستم گلی را در کنار خودم ببینم.
این عقده کز دل غنچه را بگشود، کی بودی چنان
گر از دل بلبل، صبا رفتی غبار خویشتن
هوش مصنوعی: این مشکل و راز که از دل غنچه بیرون آمد، چه زمانی انجام شد اگر صبا از دل بلبل رفته باشد و غبار خود را به دوش گرفته باشد.
عمرم نمیشد صرف خود، گر زود میآمد غمت
بر شاخ چون ماند گلی، گردد نثار خویشتن
هوش مصنوعی: اگر غم تو به سرعت به سراغم میآمد، عمرم صرف خودم نمیشد. چون گل که بر شاخه است، میتواند خود را نثار کند.
بیخود شبی میخواستم، گردم به گرد کوی او
هرجا نظر انداختم، گشتم دچار خویشتن
هوش مصنوعی: در یک شب بیسبب، آرزو کردم که دور تا دور کوچهاش بچرخم. هر جا که نگاه کردم، نتوانستم از دست خودم رهایی یابم و دچار افکار و احساسات خود شدم.
گر فصل گل جستم خزان، معذور دار ای باغبان
من عاشقم، برداشتم چشم از بهار خویشتن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال فصل گل هستم و با خزان مواجه میشوم، تو را به عنوان باغبانم ببخش. من عاشقانه به زندگی ادامه میدهم و نگاه از بهار خود برداشتم.
حیف است جز بر برگ گل، جولان سمند ناز را
خارم، به دور افکن مرا از رهگذار خویشتن
هوش مصنوعی: نباید سمند ناز پا در جایی غیر از برگههای گل بگذارد؛ مرا از مسیر خود دور کن.
روزی که چون گلبن، بتان، میل گلافشانی کنند
از پاره دل پر کنم، من هم کنار خویشتن
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که مانند گلها، زیباییها و دلرباها به شکوفهزدن و پخش کردن عطر و تازگی بپردازند. در آن روز من هم دلم را با عشق و محبت سرشار خواهم کرد و در کنار خودم این احساس را حفظ میکنم.