برگردان به زبان ساده
در خون دل از دیده خونبار نشستیم
چون دیده به خون از غم دلدار نشستیم
هوش مصنوعی: ما با درد و اندوهی عمیق، با چشمانی پُر از اشک و غم نشستهایم، زیرا از عشق و غم معشوق، چشمانمان پر از خون و اشک شده است.
زان پیش که پرگار کشد دایره عشق
در دایره چون نقطه پرگار نشستیم
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عشق دور خود را بچرخاند و دایرهای بکشاند، ما به مانند یک نقطه در مرکز آن دایره سکونت کردیم.
یک بار اگر از چمنی بی تو گذشتیم
هرگام چو گل بر سر صد خار نشستیم
هوش مصنوعی: اگر یک بار از چمنی که تو در آن نیستی گذر کنیم، هر قدمی که برمیداریم مانند این است که روی گلها قدم گذاشتهایم و در عین حال صد خار هم زیر پا داریم.
در عشق ز ما عکس در آیینه نیفتد
از گرد هوس بس که سبکبار نشستیم
هوش مصنوعی: در عشق، ما باید به قدری خالص و بیغرض باشیم که هیچ نشانهای از هوسهایمان در دل دیگران ننشیند. ما باید بهگونهای زندگی کنیم که از دلبستگیهای زودگذر و سطحی دور باشیم.
هر چاک ز دل، مطلع خورشید دگر شد
هرجا که به یاد تو شب تار نشستیم
هوش مصنوعی: هر زخمی که از دل برمیآید، مانند طلوع خورشید در روز جدید است و هر زمان که به یاد تو در شب تاریک نشستهایم، آن زخمها روشنایی میبخشند.
هرگاه که رفتیم به یاد تو به گلزار
پهلوی گل و لاله به صد عار نشستیم
هوش مصنوعی: هر زمان که به یاد تو به باغ میرویم، در کنار گل و لاله، با دلتنگی و حسرت مینشینیم.
شایسته گلزار نبودیم چو بلبل
بر شعله چو پروانه سزاوار نشستیم
هوش مصنوعی: ما شایسته حضور در گلزار نبودیم، همانگونه که بلبل در کنار شعله و پروانه در کنار آتش نمینشیند؛ ما به چیزهایی نزدیک شدیم که شایستهاش نبودیم.
در حلقه اهل حرم و دیر چو قدسی
شایستهتر از سبحه و زنار نشستیم
هوش مصنوعی: در میان اهل حرم و جایی دیگر، مانند فرشتگان نشستهایم و خود را از تمامی زینتها و وابستگیها آزاد کردهایم.