برگردان به زبان ساده
به خون خوردن جدا زان لعل شکربار میسازم
ز مژگان خون دل میریزم و ناچار میسازم
هوش مصنوعی: از عطر شیرین و زیبا جدا شدم و به خاطر این جدایی، اشکهای دلم را میریزم و با این حال، ناچارم که خودم را بکشید و تحمل کنم.
نیم بلبل که گل همدم هر خار و خس بینم
ز رشک غیر، با محرومی دیدار میسازم
هوش مصنوعی: نیمی از بلبل را که در کنار گل زندگی میکند و به خاطر حسادت به دیگران، همیشه غمگین و محروم است، میبینم و با وضعیت خودم کنار میآیم.
تو لذتدوستی دشمن، علاج درد خود میجو
که من با چشم پرخون و دل افگار میسازم
هوش مصنوعی: تو از دوستی با دشمن لذت میبری و به دنبال درمان درد خود هستی، در حالی که من با چشمانی مملو از اشک و دلی پر از غم زندگی میکنم.
ازان ترسم که بازت بیوفا خوانند بیدردان
وگرنه من بدین ناکامی بسیار میسازم
هوش مصنوعی: میترسم که دیگران تو را بیوفا بنامند و این برایم دردناک است، اما در غیر این صورت، من با این ناکامیها به خوبی کنار میآیم و زندگی میکنم.
تو و سجاده و تسبیح با صد عیب در باطن
که من همچون برهمن فاش با زنار میسازم
هوش مصنوعی: شما با سجاده و تسبیح و ظاهری مذهبی به نظر میرسید، اما در درون خود عیب و نقصهای زیادی دارید. در حالی که من به سادگی و صراحت با معصیتها و نواقص خود مواجه میشوم.