برگردان به زبان ساده
دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهام
صید قاتلدوستم، بر تیغ ازان دل بستهام
هوش مصنوعی: دل خود را به چشمان فریبنده آن معشوقه فانی سپردهام و به عشق او مانند صیدی در دام گرفتار شدهام، حالا به همان دل عاشق، که به کارزار محبت دلنشینم عادت کرده، تعلق خاطر دارم.
عمرها جان کندهام، تا این دل صدپاره را
برده بر فتراک او چون صید بسمل بستهام
هوش مصنوعی: سالها تلاش کردهام تا این دل شکسته و پاره را به چنگ بیاورم و مانند طعمهای آسیبدیده، در دام او گرفتار شدهام.
زحمت پا برنتابد خار این صحرا، ازان
خویش را چون گرد بر دامان محمل بستهام
هوش مصنوعی: بدون زحمت و تلاش، نمیتوان از سختیهای این مسیر گذر کرد. من به خودم اجازه دادهام که با این چالشها رو به رو شوم و در عین حال به جنبههای مثبت و زیبای زندگی نیز توجه داشته باشم.
شستهام از جان شیرین دست اول، بعد ازان
دل به زلف آن بت شیرینشمایل بستهام
هوش مصنوعی: من از جان شیرین خود گذشتهام و دست کشیدهام، و پس از آن دل خود را به زلف آن معشوق زیبا نهادهام.
قدسی آن کجقبلهام، کز زلف ترسازادهای
عمرها بر گردن ایمان حمایل بستهام
هوش مصنوعی: معبود من که به تمام زیباییهای عالم میماند، آنقدر تحت تأثیر جاذبههای زلفهای سحری آن معشوق قرار گرفتهام که تمام عمرم را در سایه ایمان و محبت او سپری کردهام.