برگردان به زبان ساده
گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
به روی توست مرا دیده، تا نظر دارم
هوش مصنوعی: فکر نکن که من به خاطر تو نگاه از تو برداشتهام. تا زمانی که به تو نگاه میکنم، چشمانم فقط به توست.
چو نقش پا به رهت دیده دوختم، ترسم
که بگذری تو، گر از راه دیده بردارم
هوش مصنوعی: من وقتی به راه تو نگاه میکنم و اثر پای تو را میبینم، میترسم که اگر از این راه بگذری، دیگر نتوانم تو را ببینم.
مباد در دو جهان دستگیر، هیچکسم
بجز تو در دو جهان گر کسی دگر دارم
هوش مصنوعی: مباد که در هیچکدام از این دو جهان به دست کسی گرفتار شوم، چون هیچکس جز تو را در زندگیام نمیخواهم.
خرید بیخودیام از جفای خودداری
سرم چو نیست، چه پروای دردسر دارم
هوش مصنوعی: من به خاطر خودداریام از برخی چیزها، بیدلیل دچار خیالی میشوم که به من آسیب میزند. حالا که چیزی ندارم، چه اهمیتی دارد که با مشکلات روبهرو شوم؟
دگر به قتل که خنجر کشیدهای، که ز رشک
هزار خنجر الماس در جگر دارم
هوش مصنوعی: تو به کشتن کس مشغولی، در حالی که من از حسادت و حسرت، هزار خنجر تیز و با ارزش را در دل دارم.
فریب شعله چو پروانهام ز راه نبرد
که آتشی چو محبت به زیر پر دارم
هوش مصنوعی: من با دیدن شعله به یاد پروانه میفتم و از جنگیدن دور میشوم؛ زیرا آتش عشق را زیر بال خود دارم.
ز شش جهت چو رهم بسته است نومیدی
ندانم این همه غم، از چه رهگذر دارم
هوش مصنوعی: وقتی از هر طرف به شدت ناامید شدهام، نمیدانم که این همه غم و اندوه از کجا بر من نازل شده است.