برگردان به زبان ساده
من تیرهدل و نورفشان شعله آهم
دارد شب مهتاب ز پی، روز سیاهم
هوش مصنوعی: من دلی غمگین و سوزان دارم که شبها با روشنایی مهتاب میگذرد و روزها در افسردگی و تاریکی اقدام میکند.
غم میکشدم، خواه وطن، خواه غریبی
هرجا که روم، روزی برق است گیاهم
هوش مصنوعی: من در هر حالتی که باشم، چه در وطنم و چه در دیاری دور، غم و اندوه را به دوش میکشم. هر کجا که بروم، روزی میرسد که مانند گیاهی سرسبز و پرطراوت میشوم.
بر هر سر راهی که تو یک بار گذشتی
چون نقش قدم، تا به ابد چشم به راهم
هوش مصنوعی: در هر جایی که تو یک بار رد شدی، مثل اثر پای تو، تا همیشه به انتظار تو نشستهام.
روزی که مرا رفت سر زلف تو از دست
خندید فلک بر من و بر بخت سیاهم
هوش مصنوعی: روزی که من به مقامات و زیباییهای تو دست یافتم، آسمان به من و بخت بدبختم خندید.
بر هرچه فکندم نظر، آلوده به خون شد
خون گشت ز همخانگی اشک، نگاهم
هوش مصنوعی: هر چیزی را که نگاهی به آن انداختم، به نوعی درگیر درد و رنج شد و از آنجا که اشکهایم حضور داشتند، نگاهی غمگین و پر از اندوه به وجود آمد.
قدسی منم آن کافر عاصی که به دوزخ
آتش عرقآلوده شد از شرم گناهم
هوش مصنوعی: من روحی پاک و قدسی هستم که به خاطر خطاهایم، به آتش دوزخ دچار شدهام و از گناهانم شرمندهام.