برگردان به زبان ساده
بر سر کوی تو عمری شد که ما افتادهایم
دست و پا گم کرده و در دست و پا افتادهایم
هوش مصنوعی: ما سالهاست که در کوچههای تو سرگردان و در بلاتکلیفی هستیم و در تلاشیم راه و چارهای پیدا کنیم.
ذوق صحبت را غنیمت دان، وگرنه چون مژه
تا گشایی دیده را، از هم جدا افتادهایم
هوش مصنوعی: از لحظات خوب گفتگو بهرهبرداری کن؛ در غیر این صورت، مانند مژههایی که وقتی چشم را باز میکنی از هم فاصله میگیرند، چنان از هم دور خواهیم شد.
سوی مشتاقان نمیآرد نسیم پیرهن
چند روزی شد که از چشم صبا افتادهایم
هوش مصنوعی: نسیمی که برای دلباختگان میآورد، دیگر به ما نمیرسد. مدتی است که از نگاه نسیم صبا دور افتادهایم.
بس که غم خوردیم، در عالم غم دیگر نماند
گوییا برقیم و در دشت گیا افتادهایم
هوش مصنوعی: ما به اندازهای در غم فرو رفتهایم که دیگر چیزی از غم در این دنیا باقی نمانده است، گویی که مثل برقی در دشت گیاهان افتادهایم و دیگر نمیتوانیم تحمل کنیم.
شیوه بیگانگی را هم نمیداند که چیست
عمرها دنبال آن ناآشنا افتادهایم
هوش مصنوعی: ما عمری است که در پی شناخت بیگانگی و احساس بیگانگی هستیم، اما از خود این حس و مفهوم هم بیخبر هستیم.