برگردان به زبان ساده
بر نیامد یک نوای غمفزا از خانهام
دوش خالی بود جای جغد در ویرانهام
هوش مصنوعی: دوش در خانهام هیچ صدای دلانگیزی نبود و تنها سکوت حاکم بود، انگار که تنها سایهی غمگینی در این ویرانه باقی مانده است.
گو مکش دست نوازش بر سر من آسمان
من که یک مویم چه آرایش فزاید شانهام
هوش مصنوعی: دست نوازش را روی سر من نگذار، ای آسمان من. زیرا با هر شانه کردن مویی از من، چه زیبا و سرآمد میشود.
گر نمیبارد ز گردون تیرهبختی بر سرم
گردد از روزن چرا تاریکتر، کاشانهام؟
هوش مصنوعی: اگر بخت بدی از آسمان بر سرم نبارد، پس چرا خانهام از روزنهها تاریکتر میشود؟
الفت آتشپرستان جذبهای دارد، که عشق
ریزد از خاکستر پروانه طرح خانهام
هوش مصنوعی: دوستی و محبت کسانی که به آتش عشق وابستهاند، چنان نیرویی دارد که عشق، حتی از خاکستر پروانهای که در آتش سوخته، به خانهام راه پیدا میکند.
تاب هجران شرابم نیست تا وقت صبوح
پیشتر از صبح میخندد، چو گل، پیمانهام
هوش مصنوعی: من توانایی تحمل فراق را ندارم و تا صبح زودتر از دیگران میخندد، مانند گلی که در پیمانهام است.
کار من پیچیده و افتاده بر وی عقدهها
گو مکش صیاد زحمت بهر آب و دانهام
هوش مصنوعی: من در شرایط سخت و پیچیدهای قرار دارم و در دل خود مشکلاتی دارم. ای صیاد، برای گرفتن من تلاش نکن؛ من به آب و دانه نیاز دارم و نمیخواهم در این وضعیت گرفتار شوم.
کس نبندد آشیان بر شاخ بیبرگی چو من
کز فریب جلوه گل، از قفس بیگانهام
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من بر شاخهای بیبرگ، آشیانه نمیسازد، زیرا من از فریب زیبایی گل، از قفس خود دور افتادهام.
از دورنگیهای اهل بزم، ترسم لالهوار
با حریفان لاف یکرنگی زند پیمانهام
هوش مصنوعی: از دوگانگیهای افرادی که در مجالس حاضرند میترسم که مثل گل لاله با دوستانم در مورد صداقت و یکرنگی صحبت کنم، اما در عمل هر کدام به نوعی نقابی بزنند و واقعیات را پنهان کنند.
چون نمیسوزد درین محفل بجز من دیگری
میرسد قدسی که گویم قبله پروانهام
هوش مصنوعی: در این جمع هیچکس جز من احساس سوزش و اشتیاق نمیکند، اما وجودی پاک و مقدس میآید که من میتوانم به او بگویم هدف و مراد من است.