برگردان به زبان ساده
به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
ندیدم در چمن بوی وفایی، زود از آن رفتم
هوش مصنوعی: در دل باغی که پر از غم و اندوه بود، مانند غنچهای متولد شدم. با شادی رفتم، اما در چمن چیزی از وفا و صداقت ندیدم و خیلی زود از آنجا دور شدم.
ز من نشنید نام رنگ و بو، باد صبا هرگز
چو گل یا رب ازین گلشن چرا پیش از خزان رفتم
هوش مصنوعی: من هیچگاه نام رنگ و بوی گل را نشنیدم، باد صبا، شبیه گلی نمیگوید: «ای پروردگار، چرا من از این باغ پیش از آنکه به پاییز برسم، رفتهام؟»
چو راه عشق طی گردید، یک جا بودشان منزل
چو آواز جرس دنباله هر کاروان رفتم
هوش مصنوعی: زمانی که راه عشق پیموده شد، آنها در یک مکان آرامش یافتند، مثل صدای زنگی که همیشه پیرو هر کاروانی است.
ندانم از کدامین کو، رساندم چون صبا گردی
که گل بشکفت بر رویم، چو سوی بوستان رفتم
هوش مصنوعی: نمیدانم از کدام مسیر آمدهام، اما مانند نسیمی که لطافتش گل را میشکفاند، وقتی به باغ رفتم، زیبایی و سرزندگی دور و برم را حس کردم.
پی هر ذره چون خورشید سر بردم به هر روزن
ندیدم غیر عشق از کعبه تا دیر مغان رفتم
هوش مصنوعی: در هر نقطهای که سفر کردم و به هر سویی که نگاه کردم، تنها عشق را دیدم. از کعبه تا دیر مغان، فقط عشق بود که مرا جذب کرد.
به کوی گلرخان، چون عشق، قدسی پای محکم کن
که من در هجر ایشان از هوس دنبال جان رفتم
هوش مصنوعی: در خیابان گلرخان، به خاطر عشق، قدمهای محکمی بردار که من به خاطر دوری او از عشق، جانم را در این راه فدای کردهام.