برگردان به زبان ساده
تماشای گلی کرد آنچنان محو گلستانم
ک گردید آشیان عندلیبان، چشم حیرانم
هوش مصنوعی: با دیدن گلی در باغ، آنقدر تحت تأثیر قرار گرفتم که مانند پرندگان عاشق، چشمانم پر از شگفتی و حیرت شد و دلم به فضای گلستان پیوند خورد.
دلم خوش رام شد با من، مگر کز ناتوانیها
گمان تار مویی برد ازان زلف پریشانم؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناتوانیها و کمبودها شاد شده و به خوبی با من همراه است. شاید به خاطر این وضعیت، خیال کند که زلفهای آشفتهام به اندازه یک تار مو هم نیستند.
خیال غمزهاش دارد چنان سر در پی دلها
که ناخن میزند بر پارههای دل به دامانم
هوش مصنوعی: او با ناز و کرشمهاش به دلها راه پیدا میکند و چنان تأثیرگذار است که انگار با ناخن بر روی زخمهای قلبم میزند.
مکن در سایه من خواب اگر آسودگی خواهی
که دهقان بر سر ره کرده وقف سنگ طفلانم
هوش مصنوعی: اگر آرامش و راحتی میخواهی، در زیر سایه من خواب نکن، زیرا کشاورز بر سر راه، سنگی را برای کودکانش وقف کرده است.
ملالانگیز باشد صحبت آشفتگان قدسی
ز بس دلتنگ بودم، غنچه شد گل در گریبانم
هوش مصنوعی: صحبتهای افرادی که در تلاشند، اما دچار آشفتگی و پریشانی هستند، برایم ملالآور است. زیرا من مدتی است که احساس دلتنگی میکنم و در نتیجه، حسی شگفتانگیز در درونم بوجود آمده و مانند شکوفهای که در گریبانم شکفته باشد، ظهور کرده است.