برگردان به زبان ساده
تا کی کنی به گریه، طلب آرزوی دل؟
ای دیده پیش خلق مریز آبروی دل
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی با گریه، خواستههای دلت را طلب کنی؟ ای چشم، آبروی دلت را پیش مردم نریز.
دل آرزوی خون جگر کرد بی لبت
چندان گریستم که نماند آرزوی دل
هوش مصنوعی: دل خواهان عشق و زجر زیادی شد و به خاطر دوری از تو، به قدری اشک ریختم که دیگر آرزویی در دل نمانده است.
یا رب به دامنش ننشیند غبار غم
آن کس که رفت گرد ملالم ز روی دل
هوش مصنوعی: ای خدا، بگذار که غم و اندوه بر آن کسی که مرا ترک کرده، نشیند و او از غم و غصه دور باشد.
آلوده مردنش مپسند و شهید کن
کز خون به آب تیغ دهم شستشوی دل
هوش مصنوعی: مرگ آلوده را نپسند و او را شهید کن، چرا که با خونم دل را شستشو میدهم.
تا چون پیاله، دیده نباشد ز خون تهی
عشقت مرا چو شیشه فشارد گلوی دل
هوش مصنوعی: شما به قدری در عشق خود غرق شدهاید که چشمهایتان از اشکها خالی نخواهد بود. عشق شما همچون شیشهای شکننده، به دل من فشار میآورد و آن را میفشرد.
از زخم دشمنان شده دل پر ز خون و نیست
یک دوستم که سنگ زند بر سبوی دل
هوش مصنوعی: دل من از جراحات دشمنان پر از خون است و هیچ دوستی ندارم که به من کمک کند یا بر دردهایم مرهم نهد.
قدسی دلت نرفته چنان کآوری به دست
بنشین به گوشهای و مکن جستجوی دل
هوش مصنوعی: اگر دل پاک و مقدس تو از دست نرفته باشد، آرام بنشین و در جا و مکان خود از جستجوی دل و محبت دوری کن.