برگردان به زبان ساده
دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل
از دست رفته و برِ رویی گرفته دل
هوش مصنوعی: دل در دامان عشق کسی گرفتار شده و زیبایی آن فرد، دل را از دست آدمی میرباید.
تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش
چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل
هوش مصنوعی: نرمی و زیبایی زلفهای معشوق باعث نمیشود که دل از غم و اندوه رها شود. دل همچنان درگیر احساسات است، به اندازه قطرهای عرق که از بدن میریزد، نشان از درد و فراق دارد.
تا همچو دیدهام نبود کوچه گرد شهر
از پا فتاده و سر کویی گرفته دل
هوش مصنوعی: هرگز چنین منظرهای ندیدهام که در کوچههای شهر کسی از شدت درد و احساس شکست، بر زمین افتاده و بیتابی کند.
سوز دلم برآورد از آفتاب، دود
این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل
هوش مصنوعی: دل من از گرمای آفتاب به شدت میسوزد و این سوزش مانند دود از دل من برمیخیزد، چون خاصیت گرما چنین است.
نرگس پیالهها ز کدو کرد آشکار
زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل
هوش مصنوعی: نرگس، پیالهها را از کدو نمایان کرد و دل را به یاد پیالهای که پای کدو قرار دارد، گرفت.
بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن
قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل
هوش مصنوعی: پنبه را از چهرهام کنار بزن و زیباییام را نمایان کن، زیرا دلم به خاطر جمال تو غرق در احساس شده است.