برگردان به زبان ساده
تو و گشت چمن ای گل، من و کاشانه خویش
خاطرم ساخته چون جغد به ویرانه خویش
هوش مصنوعی: تو در میان گلزار مشغول گشت و گذار هستی، و من در خانهام نشستهام و خاطراتم را مانند جغدی که در ویرانهها زندگی میکند، مرور میکنم.
گر قرارت نبود پهلوی من جرم تو نیست
شعله بیطاقتی آموخت ز پروانه خویش
هوش مصنوعی: اگر در کنار من نمانی، تقصیر تو نیست. شعله بیتابی را از پروانهاش یاد گرفتهام.
شکر آن طره چه گوییم، که هرگز ننهاد
منت سلسله بر گردن دیوانه خویش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و خاص بودن موی فردی اشاره دارد. شاعر به نوعی میگوید که نمیداند چگونه باید از زیبایی این موها صحبت کند، چرا که این موها هیچگونه فشاری یا زحمتی بر دوش دیوانهای که عاشق آن است، نمیگذارد. به عبارتی، جذابت و زیبایی این موی زیبا باعث میشود که عاشق هیچ احساسی از خستگی یا زحمت نداشته باشد.
قدمی رنجه کن ای دوست، که چون مردم چشم
کردم آراسته از لخت جگر، خانه خویش
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفاً قدمی بردار و به من نگاهی کن، چون که زمانی که به دنیا آمدم، با دلی پر از درد و رنج، خانهام را زینت کردم.
آنکه بر زلف خود از ناز تغافل دارد
موبهمو یافته حال دلم از شانه خویش
هوش مصنوعی: کسی که به زلف خود ناز میکند و توجهی به آن ندارد، به خوبی حال و روز دلم را از لابهلای موهایش درک کرده است.
غرق خون چون ورق لاله بود اوراقش
هر کتابی که کنم خطبهاش افسانه خویش
هوش مصنوعی: صفحاتش به رنگ خون بود و مثل گل لاله جلوهگری میکرد. هر کتابی که بخواهم دربارهاش صحبت کنم، داستانی از خود را به تصویر میکشد.
ناله خشکلبان را اثری هست، ازان
قدسی انگشت زند بر لب پیمانه خویش
هوش مصنوعی: صدا و ناله افرادی که از بیاحساسی رنج میبرند، تأثیری دارد، زیرا فرشتگان قدسی بر لب جام خود اشاره میکنند.