برگردان به زبان ساده
بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
بی خاک درگه تو قسم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: بدون درد عشق، نه شادی ارزشی دارد و نه غم. بیآنکه به درگاه تو بخواهم قسم یاد کنم، آن قسم هم بیمعناست.
نقد سرشک میدهدم دیده دمبدم
در کیسه کریم، درم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: من هر لحظه اشکهای خود را به جای نقدی به صورت کیسهای از بخشش و نعمتهای حضرت حق میریزم، اما برای خودم چه ارزشی باقی مانده است؟
دودی ز شعله بس بودم، داغ گو مباش
هرجا قناعت است، کرم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: من از شعله آتش چیزی بیشتر از دود نیستم. در جایی که قناعت وجود دارد، چه نیازی به بزرگی و برتری است؟
ما تاجبخش خاکنشینیم، پیش ما
جم را چه قدر و مسند جم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که به خاکنشینان اعتبار و ارزش میدهیم، پس در برابر ما، مقام و جایگاه جم (شاهنشاه) چه اهمیتی دارد؟
بر باد رفت ملک سلیمان و حشمتش
اینجا غرور خیل و حشم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: ملک سلیمان و عظمت او به باد رفته است، پس چه ارزشی دارد اینهمه غرور و بزرگی افراد؟
گیرم که ره برد به دل عاشقان هوس
در کعبه فرض کن که صنم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: حتی اگر عشق و خواستههای دل عاشقان به کعبه راه پیدا کند، باز هم اهمیت و مقام معشوق به خودی خود مشخص است.
چون نقش پا ز خاکنشینان آن دریم
در کوی دوست، مسند جم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: پا گذاشتن بر روی آثار خاکی و ناپایدار، نشان میدهد که در مسیر دوست قرار داریم و در این راه، مقامهای بزرگ و تاریخی مانند مسند جم هیچ ارزشی ندارند.
دیوانگان به داغ فرود آورند سر
اینجا نگین خاتم جم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: دیوانگان به خاطر محبت و شوق، سر خود را به زمین میگذارند و نشان جلای ویژگیهای برتر را بر آن تصور میکنند، اما چه ارزشی دارد!
گر عاشقی، به منزل مقصود راه بر
قدسی بنای دیر و حرم را چه اعتبار
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، پس برای رسیدن به مقصد خود اهمیت نده به وجود بناهای مذهبی و مکانهای مقدس.