برگردان به زبان ساده
ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
چشمت ز حادثات جهان فتنهسازتر
هوش مصنوعی: ای دست تو که به خاطر کینه و دشمنی، از زمانهای طولانیتر شده است، چشمانت نسبت به حوادث و بلایای جهان، فتنهانگیزتر و خطرناکتر شده است.
چندان که آن صنم گره از زلف باز کرد
در وصف خویش کرد زبانم درازتر
هوش مصنوعی: هرچه آن معشوق گره موهایش را باز کرد، من نیز در صحبت درباره او بیشتر و بیشتر سخن از خود گفتم.
شاید که دود از دل گردون برآورد
کو نالهای ز ناله من جهانگدازتر
هوش مصنوعی: شاید از دل آسمان دودی بلند شود که صدای آن از ناله من، که جهان را به تلاطم میاندازد، بیشتر باشد.
ناز تو میکشد به نیازم، وگرنه نیست
آزادهای ز من به جهان بینیازتر
هوش مصنوعی: عشقت مرا به خود نیازمند کرده است، در غیر این صورت هیچکس در دنیا از من بینیازتر نیست.
شام فراق اگرچه مرا دیده باز بود
صبح وصال بودم ازان دیده بازتر
هوش مصنوعی: هرچند در غروب جدایی، چشمم به دیدار تو روشن بود، اما در سپیدهدم وصال، از آن دیدار هم روشنتر بودم.
چون عشق، خواند گرچه مرا خانه زاد، حسن
پرورده است لیک ز خویشم بنازتر
هوش مصنوعی: اگر عشق صدا بزند، هرچند که من در خانه و با محبت بزرگ شدهام، اما به خاطر ذات خودم از دیگران زیباتر هستم.
قدسی به گرد مرکز انصاف گشتهام
از خال او ندیده دلم، دلنوازتر
هوش مصنوعی: من به دور محور انصاف قرار گرفتهام و از زیباییهای او دلم را ندیدهام، اما همچنان دلم را نوازش میکند.