برگردان به زبان ساده
سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
خون شو ای دل تا گشاید جای پیکان دگر
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و رنج است و فضای آن تنگ شده است. حالا باید به خونریزی دوباره تن دهم تا بتوانم اثر آن زخم پنهان را از خود پاک کنم و جایی برای درد و زخم جدیدی باز کنم.
پر تامل میکند ساقی چو آمد دور ما
دور ما را ترسم اندازد به دوران دگر
هوش مصنوعی: ساقی وقتی به دور ما میرسد، با دقت و تأمل به ما نگاه میکند. نکند که دور شدن ما در این لحظه، ما را به یاد دورانی دیگر بیندازد و احساس ترس را به ما تحمیل کند.
آتش ما یادگارست از گلستان خلیل
در دل هر اخگرش یابی گلستان دگر
هوش مصنوعی: آتش ما نشانهای از باغ خلیل است و در هر ذره از این آتش، باغی دیگر را میتوان یافت.
حسن اگر خواهی، مرو بیرون چو مهر از یک لباس
هر زمان بیرون مکن سر از گریبان دگر
هوش مصنوعی: اگر زیبایی میخواهی، مانند مهر، هرگز از لباس خود بیرون نرو و سر را از گریبان دیگران پنهان نکن.
مینماید بر سر کوی تو نقش هر قدم
از هجوم گریه من، چشم گریان دگر
هوش مصنوعی: هر قدم که به سمت خیابان تو میروم، اثر اشکهای من نمایان است و چشمانم دیگر نمیتوانند بیشتر بگریند.
ریزه سیماب را ماند دل صدپارهام
در نثار خنجرت هر پاره را جان دگر
هوش مصنوعی: دل پر از درد و زخم من، مانند ریزههای نقرهای است و در اثر تیرگیهای عشق، هر تکه از آن جان تازهای میطلبد.
آنکه زاهد کرده عریانش، نه ایمان است و دین
عشق دارد در لباس کفر، ایمان دگر
هوش مصنوعی: کسی که به ظاهر زاهد و بینیاز شده و در واقع عمیقاً خالی از ایمان و دین است، در حقیقت عشق را در قالب کفر و خلاف مشاهده میکند.