برگردان به زبان ساده
کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد
آیینه که از شیشه بود زنگ نگیرد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به سختی و تنگی دل کسانی که کمحوصله هستند، دست بزند؛ زیرا آینه که از شیشه ساخته شده است، زنگ نخواهد زد.
تا عرصه مشرب نکشم باز، عنان را
جا بر دل من وسعت اگر تنگ نگیرد
هوش مصنوعی: تا وقتی که نتوانم از نوشیدنی روحانی لذت ببرم، اگر دل من تنگ شود، نمیگذارم که خودم را محدود کنم.
آزاده دل آن است که در ترک تعلق
گر در خم نیلش فکنی، رنگ نگیرد
هوش مصنوعی: آزاده دل کسی است که حتی اگر او را از چیزهایی که به آن وابسته است جدا کنند، تحت تأثیر قرار نمیگیرد و تغییر رنگ نمیدهد. او به وابستگیها و تعلقات دنیوی اهمیت نمیدهد و همچنان آزاد و مستقل باقی میماند.
کی خصمی ظاهر شکند نسبت اصلی؟
چون شیشه تواند طرف سنگ نگیرد؟
هوش مصنوعی: کیست که بتواند اصل خود را رها کند و به خصومت بپردازد؟ مثل شیشهای که چگونه میتواند در برابر سنگ مقاومت کند؟
آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل
گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد
هوش مصنوعی: کسی که عشق و تأثیر عمیقی در دلش دارد، چه اهمیتی دارد که بلبل برای گل زاری کند؟ او دیگر نیازی به شراب خوشرنگ نخواهد داشت.
رنگینی گلشن بود از نغمه بلبل
بیزمزمهای، بزم طرب رنگ نگیرد
هوش مصنوعی: اگر بلبل نخواند، باغ با شعر و آوازش رنگی نخواهد داشت و جشن و شادی نمیتواند رنگ و بویی بگیرد.
آهنگ گلستان نکند باد صبا صبح
تا رخصتی از مرغ شباهنگ نگیرد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی برای نغمهسرایی در گلستان نمیرسد و تا وقتی که مرغ شباهنگ به آوازش ادامه دهد، اجازهای برای این کار ندارد.
با غنچه بگویید که خون شد دل بلبل
بر خنده کسی راه چنین تنگ نگیرد
هوش مصنوعی: با گل صحبت کنید که دل بلبل به خاطر یک لبخند کسی به شدت غمگین شده است و برای این احساس تنگی در دلش ندارد.
زان رنج خمارم کُشد امشب، که صراحی
بر گردن خود خون من از ننگ نگیرد
هوش مصنوعی: امشب به خاطر دردی که دارم، انگار که شراب در گلویم میچرخد و من از این شرم نمیتوانم آن را در دلم نگهدارم.
حسرت نگذارم به دل خویش چو قدسی
دامان تو گر حیرتم از چنگ نگیرد
هوش مصنوعی: نمیخواهم دل خود را به حسرت بیندازم، چراکه وجود تو برایم بسیار باارزش و مقدس است، حتی اگر در حیرت به سر ببرم، این احساس نمیتواند مرا به دام بیندازد.