برگردان به زبان ساده
ذوق غمت ز سینه محزون نمیرود
از دل هوای درد تو بیرون نمیرود
هوش مصنوعی: احساس غم تو همیشه در قلبم باقی است و هیچگاه نتوانستهام از یاد درد تو رها شوم.
هرچند ناز دامن لیلی کشد، دلش
باور مکن که از پی مجنون نمیرود
هوش مصنوعی: هرچند لیلای زیبا میتواند با ناز و کرشمه خود دلها را به سمت خود بکشاند، اما نباید به او اعتماد کرد چون او به دنبال مجنون است و هدفش چیز دیگری است.
زین چشم خونفشان که مرا هست، چرخ را
کشتی کدام روز که در خون نمیرود؟
هوش مصنوعی: از آن چشمی که خون میریزد و به من آسیب میزند، چه روزی از زندگی این دنیا وجود دارد که بدون غم و اندوه سپری شود؟
بر دل شبی نمیگذرد کز غلوی ضعف
با ناله شبانه به گردون نمیرود
هوش مصنوعی: شبهای دلگیر و غمانگیز بر من میگذرد و ناله و فریاد من به آسمان نمیرسد، زیرا ضعف و ناتوانی، مانع از آن است که صدایم به گوش کسی برسد.
از دیدهام، کدام نفس،در فراق تو
آتش به جای آب به جیحون نمیرود؟
هوش مصنوعی: از چشمانم، چه کسی در لحظهای که تو را دور از خود میبینم، آتش به جای آب به جیحون نمیریزد؟
راه نفس ز خون دلم بسته میشود
گر یک نفس ز دیده مرا خون نمیرود
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه اشکش از چشمانم جاری نشود، نفس کشیدن برایم سخت میشود و تمام راههای زندگیام با درد و اندوهی که از دل دارم، مسدود میشود.
ای عاقلان فسانه مخوانید بر سرم
کز سر جنون عشق به افسون نمیرود
هوش مصنوعی: ای اهل خرد، داستان نخوانید برای من، چون از عشق دیوانه شدهام و تحت تأثیر افسون عشق هستم و این حال مرا تغییر نمیدهد.
ای نور دیده زندگیام بی تو مشکل است
آسان ز سینه مهر تو بیرون نمیرود
هوش مصنوعی: زندگیام بدون تو سخت و دشوار است و محبت تو هرگز از دلم جدا نمیشود.
ناز و کرشمه تو به چشم غزال نیست
مجنون تو ز شهر به هامون نمیرود
هوش مصنوعی: دلربایی و زیبایی تو مانند چشمان غزال نیست و عاشق تو از شهر به بیابان نمیرود.
باید رسد به گوش تو افغان من، چه باک
گر نالهام ز ضعف به گردون نمیرود
هوش مصنوعی: باید صدای ناله و درد من به گوش تو برسد، مهم نیست که ضعیف بودن فریاد من به آسمان نمیرساند.
قدسی کدام روز که از گریه، دیدهام
همچون حباب بر سر جیحون نمیرود
هوش مصنوعی: در کدام روز است که چشمهایم به خاطر گریه، مانند حبابی بر روی آب جیحون نمیزنند و از بین نمیروند؟