برگردان به زبان ساده
نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختند
سربسر مهرم، ز نور آفتابم ساختند
هوش مصنوعی: من به شدت به محبت و نیاز به عشق احتیاج دارم، اما دیگران از من پوششی به دور کردهاند. در حالی که من خودم را با روشنایی آفتاب پرورش دادهام، آنها این نور را مخفی کردهاند.
روز و شب بر خویش میپیچم ز حیرت شعلهوار
زلف معشوقم مگر، کز اضطرابم ساختند؟
هوش مصنوعی: روز و شب به خاطر زیبایی و پیچش موی محبوبم غرق در حیرتم و انگار که شعلهور شدهام. آیا سوءتفاهمی در اضطراب من پیش آمده است؟
{بیاض}
حیرتی دارم که چون مست شرابم ساختند
هوش مصنوعی: حیرت و شگفتیای دارم که چگونه من را مانند کسی که مسحور و مست از نوشیدنی است، تحت تأثیر قرار دادهاند.
صورتش را از ازل در چشم من دادند جا
بینیاز از ناز گلبرگ نقابم ساختند
هوش مصنوعی: چهرهاش از آغاز خلقت در چشمان من قرار گرفت و من را بینیاز از زیباییهای دیگر ساختند، به گونهای که گلبرگ مانند نقابی بر روی من گذاشتند.
چون دل عاشق نمیگیرم دمی یک جا قرار
زانکه همچون شعله، محض اضطرابم ساختند
هوش مصنوعی: زمانی که دل عاشق باشد، نمیتوانم حتی لحظهای در یک جا آرام بگیرم. زیرا همانند شعلهای که مدام در حرکت است، فقط برای من اضطراب و بیقراری به ارمغان آوردهاند.
داشتم یک دل، ز من بردند و دیگر ساختند
گلرخان شرمنده خویش از جوابم ساختند
هوش مصنوعی: من یک دل داشتم که آن را از من گرفتند و افرادی با زیباییهای خود موجب شرمساریام در برابر او شدند.
دیده کی بر هم نهم چون چشم روزن تا به روز؟
تا خیال غمزه را آشوب خوابم ساختند
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم چشمانم را ببندم در حالی که هنوز روز است؟ خیال زیبایی او خواب را از من گرفته است.
چون نیابم گوهر معنی به صورت، کز ازل
غوطهزن در بحر دقت چون حبابم ساختند
هوش مصنوعی: وقتی نتوانم مفهوم واقعی را به وضوح بیان کنم، احساس میکنم که مانند حبابی هستم که از ابتدا در عمق تفکر غوطهور بودهام.