برگردان به زبان ساده
دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
که از هزار خزان، با بهار نتوان کرد
هوش مصنوعی: دو روز دوری تو از دوستان، آنقدر سخت و طاقتفرسا بود که هیچ چیزی در دنیا، حتی هزار پاییز، نمیتواند به این اندازه سختی و تلخی را به بار بیاورد.
ز آه بلبل شوریده دربدر گردید
نسیم اگرچه دل غنچه را پریشان کرد
هوش مصنوعی: به خاطر صدای دلانگیز و غمانگیز بلبل، نسیمی به وجود آمد که هرچند گلها را پریشان کرد، اما همچنان به زیبایی و شور زندگی در آنها افزود.
نسیم صدق و صفا را دم زلیخا داشت
که شد چو وقت دعا، روی دل به زندان کرد
هوش مصنوعی: نسیم دوستی و پاکی، به مانند زلیخا در زمان دعا، باعث شد که دل از قید و بند رنج و اسارت آزاد شود.
کجا ز ذوق گریباندریدنش خبرست؟
کسی که سوی چمن رفت و گل به دامان کرد
هوش مصنوعی: کجا کسی از شوق و ذوق خبر دارد که چه بر سر گریبانش آمده؟ کسی که به سمت باغ رفته و گلهایی را در آغوش گرفته است.
چه سان شود مژهام آب دیده را مانع
که شعله را نتوان زیر خار پنهان کرد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با وجود اشکهایم، مانع از شعلهور شدن آتش درونم شوم، در حالی که نمیتوان آتش را زیر خاری پنهان کرد؟
کسی که مانع قتلم شد از ترحم نیست
ترا ز کشتن من از حسد پشیمان کرد
هوش مصنوعی: کسی که مرا از کشتن بازداشت، به خاطر رحمتش نبود، بلکه از آنجا که به کشتن من حسادت کرد، از این کار پشیمان شد.