برگردان به زبان ساده
هنوز از نالهای صد شعله در جان میتوانم زد
نوای عندلیبی در گلستان میتوانم زد
هوش مصنوعی: من هنوز میتوانم با نالهام آتش شوق و احساس را در درونم روشن کنم و همانطور که بلبل در گلستان آواز میخواند، من هم میتوانم صدای زیبا و دلنشینی را در دلم ایجاد کنم.
بهار گلشن خونیندلان چون بشکفد، من هم
سری چون غنچه بیرون از گریبان میتوانم زد
هوش مصنوعی: وقتی بهار و زیبایی به خاستگاه عاشقان آغشته به درد و رنج برسد و شکوفا شود، من نیز میتوانم مانند یک غنچه، سری از درون پوشش خود بیرون بیاورم.
هنوزم سینه افسرده یک دوزخ شرر دارد
شبیخون دگر بر داغ حرمان میتوانم زد
هوش مصنوعی: هنوز هم در درون من، افسردگی و ناراحتی وجود دارد که همانند شعلهای آتشین است. میتوانم بار دیگر بر زخمهای عمیق و دردناک فکر کنم و به آنها حمله کنم.
هنوز از گریه چشم تر نشسته دامن مژگان
ز مژگان طعن لب خشکی به طوفان میتوانم زد
هوش مصنوعی: چشمهایم هنوز از گریه پر است و دامن مژگانم غرق در اشک است. از لبهای خشک و ناتوانیام میتوانم مانند طوفان فریاد بزنم.
مکن ای باغبان عشق بیرونم ازین گلشن
که جوش شیونی با عندلیبان میتوانم زد
هوش مصنوعی: ای باغبان، مرا از این باغ عشق بیرون نبر، چرا که میتوانم در این سرزمین با پرندگان خوشخوانی کنم و لذت ببرم.
هنوز اندر میان تیرهبختان، از سر زلفی
به نام بخت خود، فال پریشان میتوانم زد
هوش مصنوعی: در میان افرادی که به نوعی بدشانس هستند، هنوز هم میتوانم با کمکی از زلفی به نام بخت، پیشبینیهایی را انجام دهم که نشاندهنده نگرانیها و آشفتگیهایم باشد.
هنوز از حسرت زلفی میان بیسرانجامان
به آهی شعله در گبر و مسلمان میتوانم زد
هوش مصنوعی: هنوز میتوانم به خاطر آرزو و حسرتی که از زلف کسی در دل دارم، با اندوهی عمیق و آتشین، بر روح و جان افرادی از هر دین و مذهب تأثیر بگذارم.
کفن را در لحد از بس به خون دیده آلودم
به محشر خیمه پهلوی شهیدان میتوانم زد
هوش مصنوعی: به خاطر خونهایی که دیدهام، کفن را در قبر به شدت آلوده کردهام و همین باعث میشود که در قیامت به راحتی بتوانم در کنار شهیدان چادر بزنم.
مکن گو دیگری تحریک قتلم پیش او قدسی
که چون پروانه خود بر شعله دامان میتوانم زد
هوش مصنوعی: کاری نکن که دیگری در برابر او به من تحریک کند، زیرا من مانند پروانهای هستم که میتوانم به راحتی بر شعله آتش بنشینم و خود را بسوزانم.