برگردان به زبان ساده
مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
کشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد
هوش مصنوعی: در حالتی از ناامیدی و افسردگی به سر میبردم که نوشیدن شراب به من حیات دوبارهای بخشید. آتش عشق و شوق که مرا از پا درآورده بود، حالا با مداخله ساقی و آب، دوباره به زندگیام امید داد.
از نصیحتهای غمخواران، جنون بازم خرید
گلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد
هوش مصنوعی: از توصیههای کسانی که دربارهام نگران بودند، به این نتیجه رسیدم که جنون و دیوانگی را کنار بگذارم. در حالی که در عالم غم و اندوه بودم، نور و گرمای آفتاب دوباره جانم را زنده کرد.
مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقاب
همچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد
هوش مصنوعی: در حالی که زندگیم به پایان رسیده بود و مانند فردی که در کفن خوابیده باشد، عشق او چنان تاثیر عمیقی بر من گذاشت که به زندگی برگشتم، شبیه کرمی که از پیله بیرون میآید و درخشندگی و زیباییاش را نشان میدهد.
بی تو ضعفم بود غالب، مردهام پنداشتند
مژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد
هوش مصنوعی: بدون تو، احساس ضعف و ناتوانی میکنم و انگار دیگر وجود ندارم. وقتی خبر وصال تو رسید، اضطراب و بیقراری دوباره جانم را زنده کرد.
زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرا
بعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد
هوش مصنوعی: زندگی از هر درد و رنجی برای من سختتر است و پس از مرگ، باید برای عذابم دوباره زنده شوم.
از خجالت مرده بودم کز چه بی او زندهام
تا خیال او کُشد باز از حجابم، زنده کرد
هوش مصنوعی: از شدت شرم و خجالت، حس میکردم که انگار مردهام، چرا که بدون او زندهام. اما وقتی یاد او میافتادم، دوباره زنده میشدم و احساس میکردم که او حجابها را کنار میزند و به من زندگی میبخشد.
بس که افغان دوستم قدسی، اجل چون در رسد
میتواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد
هوش مصنوعی: دوست من از شدت علاقه و شوقی که دارد، چنان تأثیرگذار است که حتی وقتی مرگ نزدیک میشود، میتواند با صدای سازم زندگی تازهای به من ببخشد.