برگردان به زبان ساده
آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
روی دل خلق از همه سو جانب ما بود
هوش مصنوعی: آیینه ما تا زمانی که تصویر چهره تو را نشان میداد، دلهای مردم از هر طرف به سمت ما متمایل بود.
شکرانه وصل تو چو دی جان نسپردیم
امروز ز هجر آنچه کشیدیم سزا بود
هوش مصنوعی: اگر امروز جانم را به خاطر وصل تو ندهیم، به خاطر همه آنچه در دوری تو تحمل کردیم، سزاوار است.
با عشق تو روزی که دلم عهد وفا بست
این دیده که امروز رقیب است، کجا بود؟
هوش مصنوعی: در روزی که به عشق تو تصمیم به وفاداری گرفتم، این چشمی که اکنون رقیب عشق من است، چه جایگاهی داشت؟
تا پیکرم از آتش مهر تو برافروخت
چون آینه هرجا که شدم نور صفا بود
هوش مصنوعی: بدن من به خاطر عشق تو همچون آتش میدرخشد و هرجا که میروم، مانند آینهای که نور را منعکس میکند، صفا و روشنی در اطرافم وجود دارد.
چون جور به گرد دل خوبان همه گشتم
چیزی که به خاطر نرساندند وفا بود
هوش مصنوعی: زمانی که ظلم و ستم به دل خوبان میرسید و به دورشان میچرخید، هیچ چیز جز وفا و صداقت نتوانست به ذهنم برسد.
ای لالهرخان حال دل و دیده چه پرسید
تا بود مرا دیده و دل وقف شما بود
هوش مصنوعی: ای گلهای زیبا، حال دل و چشمانم را از من نپرسید، چرا که تا زمانی که وجودم وقف شما بود، همواره با چشمانم و دلم به شما فکر میکردم.
روزی گذرم بر وطن کوهکن افتاد
از تیشه هنوزش به دل سنگ صدا بود
هوش مصنوعی: یک روز به وطن کوهکن رسیدم و هنوز صدای تیشهاش به دل سنگها شنیده میشد.
گشتیم بسی در چمن طالع قدسی
آن گل که نرویید در او مهر و وفا بود
هوش مصنوعی: ما در باغی گردش کردیم و به دنبال آن گل ویژهای بودیم که در آن نشانی از عشق و وفا وجود نداشت.