برگردان به زبان ساده
هر لحظهام بتان به غمی آشنا کنند
ترسم که رفتهرفته مرا بیوفا کنند
هوش مصنوعی: هر لحظه معشوقان با غم و اندوهی آشنایم میکنند و نگرانم که به تدریج وفاداری خود را نسبت به من از دست بدهند.
آنها که خار دیده و گلگل شکفتهاند
گر ناوکی رسد ز تو دانی چهها کنند
هوش مصنوعی: افرادی که در زندگی سختیها و مشکلات را تجربه کردهاند و به زیباییها دست یافتهاند، وقتی کمی از تو آسیب ببینند، نمیدانی چه کارها که نمیکنند.
کی با درازی شب هجران وفا کند
آن عمر هم که وعده به روز جزا کنند
هوش مصنوعی: کسی در طول شبهای طولانی جدایی وفاداری نشان نمیدهد، حتی اگر عمرش به وعده قیامت هم سپری شود.
داد از شب فراق که آخر نمیشود
صد روز محشرش گر از آخر جدا کنند
هوش مصنوعی: شکایت از شب جدایی که به پایان نمیرسد، حتی اگر روزها به صد برسد، هیچ چیز نمیتواند این جدایی را کم کند.
آیینه خواستی و ندانند عاشقان
چون دیده را به حیله در آیینه جا کنند
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقتی هستی و عاشقانی که به تو عشق میورزند، نمیدانند که چگونه میتوانند عشق و زیبایی را در چهرهی تو بازتاب دهند.
گویا که قبله ابروی بت شد که زاهدان
در هر نماز سجده شکری ادا کنند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد ابروی معشوق به قدری زیبا و جذاب شده که زاهدان (افرادی که به دنیای مادی بیاعتنا هستند) در هر نماز خود از شکرگزاری سجده میکنند. این بیان به زیبایی و تاثیرگذاری عشق اشاره دارد که حتی افراد پرهیزکار را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
در دامم اضطراب نه از بیم کشتن است
ترسم از آنکه صید زبون را رها کنند
هوش مصنوعی: در تنگنای اضطراب قرار دارم، نه به خاطر ترس از کشته شدن، بلکه نگران این هستم که ممکن است مرا که در شرایط ضعف و Vulnerability به دام افتادهام، رها کنند.
تا نبود از شمار تماشاییان برون
خوبان به چشم آینه هم توتیا کنند
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوبان از جمع تماشاگران خارج نشدهاند، حتی آینه نیز به آنها تماشا خواهد کرد.
نشنیدهاند اجر شهیدان تیغ عشق
آنها که یاد چشمه آب بقا کنند
هوش مصنوعی: کسی که یاد و خاطرهی شهیدان را زنده نگه دارد، پاداش عظیمی دریافت خواهد کرد، زیرا عشق و فدای آنها هرگز فراموش نمیشود.
قومی که سر دریغ ز دشمن نداشتند
با دوستان مضایقه در جان کجا کنند
هوش مصنوعی: مردمی که در مقابل دشمن خود هیچ گونه تردیدی ندارند، چگونه میتوانند در برابر دوستان خود از جان خود کوتاهی کنند؟
دست امید باز ندارم ز دامنت
پیراهن حیات مرا گر قبا کنند
هوش مصنوعی: هرگز دست امیدم را از دامن تو که مایهی زندگی من هست، باز نخواهم داشت؛ حتی اگر مرا در لباس خودت بپوشانی.
داغم ازین زیان که چرا اهل کاروان
یوسف برند جانب مصر و رها کنند
هوش مصنوعی: من از این کینه و غم به سوگ نشستهام که چرا کسانی که با کاروان یوسف هستند، به سوی مصر میروند و مرا تنها و در عذاب رها میکنند.
شاید ز عیبجویی بیگانه وا رهم
کاش اندکی به عیب خودم آشنا کنند
هوش مصنوعی: شاید به خاطر انتقادهای دیگران از من، کمی خودم را بشناسم و متوجه عیبهایم بشوم.
قدسی مریض عشق کجا و شفا کجا
راضی مشو که درد دلت را دوا کنند
هوش مصنوعی: عاشق قدسی در عشق دچاره، نه درمانی برای درد او وجود دارد و نه میتوان به راحتی انتظار داشت که کسی بتواند غم او را برطرف کند.