برگردان به زبان ساده
دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد
چون سرو ز گل پای کشید و به سر افتاد
هوش مصنوعی: دل خواست از آن وضعیت بلند شود، اما به شدت ناراحت شد؛ مانند درخت سرو که از گل برمیخیزد و بعد به زمین میافتد.
چون آینه از لذت دیدار برآمد
چشمی که چو آیینه پریشان نظر افتاد
هوش مصنوعی: زمانی که دیدار لذتبخش تمام شد، چشمی که همچون آینه گیج و سردرگم مانده بود.
از عشوه ساقی چه خبر اهل خرد را
شد باخبر آنکس که ز خود بیخبر افتاد
هوش مصنوعی: از زیبایی و محبت ساقی چه کسی باخبر است؟ اهل خرد و دانش از این امر آگاه شدند، در حالی که کسی که از خود بیخبر است، به هیچ وجه درک نمیکند.
بردند برون رخت شکیبایی بلبل
زان ره که صبا را به گلستان گذر افتاد
هوش مصنوعی: بلبل را که صبحدم صبر و شکیباییاش را به گلستان بردند، از آن راهی که نسیم به باغ میرسد، از سرزنش دور میکند.
دیگر مژه بر هم نرسانید ز حیرت
چشمی که چو خورشید بر آن بام و در افتاد
هوش مصنوعی: دیگر چشمانش را هم بر هم نمیزند از شگفتی، چرا که نوری مانند خورشید بر آن بام و در تابیده است.