برگردان به زبان ساده
نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد
باز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را به زبان آوردم، شوق و عشق در وجودم شعلهور شد و نتوانستم احساساتم را پنهان کنم. سخنانم ناخواسته بر لبانم جاری شد.
طفلی بود که خون دلم خورده جای شیر
هر قطره اشک کز مژه خونفشان فتاد
هوش مصنوعی: کودکی بود که به جای شیر، خون دل من را خورده و هر قطره اشکی که از چشمانم میریزد، مانند خون جاری میشود.
غوغای رستخیز برآمد ز هر طرف
چشمت مگر به نیمنگه در زمان فتاد؟
هوش مصنوعی: آشوب و جنب و جوش قیامت از همه جا برخاست، آیا چشم تو فقط با یک نیمنگاه به آن افتاد؟
در دیدهام خیال تو هرچند سیر کرد
هرجا نظر فکند بر آب روان فتاد
هوش مصنوعی: هرچند که چشمم پر از تصویر توست و هر بار که به اطراف نگاه میکنم، این تصویر بر آب روان میافتد.
آگه ز حال غرقه به خونان نهای، ای رفیق
کشتی ز موجخیز غمت بر کران فتاد
هوش مصنوعی: اگر از حال کسانی که در خون غرق شدهاند خبر نداری، ای دوست، کشتی اندوهت به امواج طوفانی دچار شده و به سوی ساحل افتاده است.