برگردان به زبان ساده
هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبود
شوق تا بود، به این گرمی بازار نبود
هوش مصنوعی: هرگز پیش از این، چنین تمایل و اشتیاقی برای دیدار کسی نداشتهام. این شوق و حرارت که اکنون در دل دارم، مثل یک بازار گرم و پر رونق است و تا به حال تجربهای مشابه نداشتهام.
بود بسیارم ازین پیش ضرورت، اما
هرگزم عشق چو این مرتبه در کار نبود
هوش مصنوعی: من در گذشته نیازهای زیادی داشتم، اما هرگز عشق به این شدت و عظمت در زندگیام وجود نداشت.
برو ای عقل و مشو مانع رسوایی من
عشق کی بود که افسانه بازار نبود؟
هوش مصنوعی: ای عقل، برو و مانع رسوایی من نشو. عشق چه بود که در بازار تنها افسانهای نبود؟
عشقم آورد درین دایره روزی که هنوز
بر زبانها سخن از نقطه و پرگار نبود
هوش مصنوعی: عشق من روزی مرا به این دایره آورد که هنوز کسی دربارهی نقاط و پرگار صحبت نمیکرد.
شوقم آن روز کهن بود که در کعبه و دیر
هیچکس را خبر از سبحه و زنار نبود
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاق من به روزی برمیگردد که در کعبه و معبد هیچکس از تسبیح و بند بر تن خبر نداشت.
از ازل گرد هوس بر دل قدسی ننشست
هرگز این آینه سیلیخور زنگار نبود
هوش مصنوعی: از ابتدای زمان، هیچگاه آرزوهای دنیوی نتوانستهاند بر دلهای پاک و معصوم تأثیر بگذارند. این دلها مانند آینهای هستند که هرگز زنگار نمیگیرند و از ضربههای زنگدار و ناپاکیها آسیب نمیبینند.