برگردان به زبان ساده
نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماند
ز صد چراغ یکی زنده تا سحر ماند
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیا بمیرد، لزوماً خاطرهاش باقی نمیماند. مانند این است که از میان صد چراغ، تنها یکی تا صبح روشن میماند.
ز بس که خون شهیدان ز خاک میجوشد
نشان پای در آن کو به چشم تر ماند
هوش مصنوعی: به خاطر خون شهیدانی که از زمین برمیخیزد، در آنجا نشانی از پایهای تو با چشمی گریان باقی مانده است.
بَدم به گل که چو دلهای بیغمان شاد است
خوشم به می که به خونابه جگر ماند
هوش مصنوعی: دلهایی که بیغم هستند شاد و خوشحالند، و من از اینکه با گل زیبا و خوشبو آشنا میشوم، خوشحالم. اما به می نیاشام، چرا که طعمی تلخ و غمانگیز مانند خون جگر دارد.
ز ضعف تن شدهام آنچنان که افغانم
درون سینه به مرغ شکسته پر ماند
هوش مصنوعی: من به خاطر ضعف جسمیام به حالتی رسیدهام که درون سینهام نالهای شبیه به صدای پرندهای شکسته و زخمی باقی مانده است.
کسی که جانب گلشن رود به گلچیدن
چو گل به ناله مرغان باغ، درماند
هوش مصنوعی: کسی که به سوی باغ میرود تا گل بچیند، اگر مانند گل به ناله پرندگان باغ بیفتد، گویی دچار مشکل و ناامیدی شده است.