برگردان به زبان ساده
قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
بر آستان تو چشمم بنای خانه نهاد
هوش مصنوعی: وقتی که تقدیر و سرنوشت من را به در یا آستان تو کشاند، چشمانم مانند ساختمان و بنایی بر این آستان قرار گرفت.
حدیث عشق تو افسانه گشته در همه جا
از آن دلم همه جا گوش بر فسانه نهاد
هوش مصنوعی: داستان عشق تو در هر جا به افسانهای تبدیل شده است و دل من هم در هر مکان به این داستان گوش میدهد.
میانه گل و بلبل که مو نمیگنجد
چگونه شد که صبا پای در میانه نهاد
هوش مصنوعی: در بین گل و بلبل که جایی برای نفَس کشیدن نیست، چطور شد که نسیم با پای خود به وسط آمد؟
کمند جذبه صیاد خویش را نازم
که دام زلف نه بر اعتماد دانه نهاد
هوش مصنوعی: من به خاطر جذبه و کشش صیاد (کسی که شکارچی است و در اینجا به معنای معشوق) خودم را به خطر میاندازم، چرا که نمیتوانم به دام زلف او اعتماد کنم، چون آن دام بر اساس دانه (محبت یا توجه) نصب نشده است.
نگشت جمع دمی زلفش از پریشانی
نسیم خاست ز جا گر ز دست، شانه نهاد
هوش مصنوعی: موهای او به قدری پریشان و آشفته بود که نسیمی به وزیدن درآمد و او را از جای خود برداشت، اگرچه از دست کسی شانهای به موهایش زده شد.