برگردان به زبان ساده
فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
کسی مباد گرفتار چشمزخم حسود
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که هیچکس به خوشحالی و آرامش دل من حسادت نکند و نتواند زخمهای گذشتهام را دوباره باز کند.
فزونی غم از آسودگیست بر دل من
نمیفزود غمم گر دلم نمیآسود
هوش مصنوعی: غم من از آرامش بیشتر میشود، اما اگر دلم آرامش مییافت، غم من نیز بیشتر نمیشد.
چراغ تیره ما هم به کار میآید
به چشم گمشدگان سرمه مینماید دود
هوش مصنوعی: چراغ کمنور ما هم برای کسانی که گم شدهاند، مفید است و به نظرشان مانند سرمهای در چشم میرسد.
از آن نگشته سر همتم چو گردون خم
که خوشنمای نباشد ز خُم چو شیشه سجود
هوش مصنوعی: از آن جا که تلاش و ارادهام مثل آسمان تحت فشار و خم نشده، در نتیجه زیبایی و جلوهگری همچون شرابی در لیوان شفاف نیست که به خوبی نمایان شود.
مبین ضعیفی کلکم که این سیاهزبان
چو شمع هرچه ز تن کاست بر زبان افزود
هوش مصنوعی: نشان ندهید که شما ضعیفهستید، زیرا این شخص سخنگو مثل شمع است که هر چه از وجودش کم میشود، بر حرفهایش افزوده میشود.
ز چشم مرغ چمن رفته خون دل چندان
که آشیان نشناسد ز چشم خونآلود
هوش مصنوعی: از نگاه پرندهای که از چمن دور مانده، به اندازهای درد و رنج وجود دارد که حتی آشیانهاش را نمیشناسد؛ چشمانش پر از اشک و غم است.
سواد شعر مرا خامه چون برد به بیاض
ز رشک آورد آب سیاه چشم حسود
هوش مصنوعی: وقتی که قلم به نوشتن شعر من مشغول شد، سیاهی و زیبایی چشمان حسودان باعث غبطهخوری و حسادت شد، چرا که آثار شعری من چون برگهای سفید درخشان جلوه کرد.