برگردان به زبان ساده
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد
هوش مصنوعی: دلم برای دیدن تو تنگ شده و احساس میکنم که جراحتی عمیق در وجودم هست. انگار ناخودآگاه به دنبال فرصتی هستم تا دوباره تو را ببینم.
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد
هوش مصنوعی: عشق مانند تقسیم لوازم زندگی عمل میکرد؛ از دل لالهای، جراحتی به جا گذاشت که هنوز دردش را احساس میکنم.
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که به سرکوچهات میروم، به خاطر حسادت، چشمانم پر از اشک و خون است و چراغی در دلم روشن کردهام.
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد
هوش مصنوعی: نهالی که من کاشتهام، اگر بدانم که پایم را از شادی نمیتوانم بردارم و خزان در راه است، هرگز نمیگذارم از پایم پایین بیاید.
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد
هوش مصنوعی: چرا دستم در زنجیر زلف تو گیر کرده؟ مگر اینکه افکار آشفتهام را با مشاهدهات تسکین میدهم.
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به چهره و موهای او نزدیک شود، زیرا دل من درگیر زلف اوست و آینهام هم پر از عشق و احساس داغ است.