برگردان به زبان ساده
بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
تا دامن خاک از مژهام لخت جگر بود
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، همه کارهایم را با چشمی اشکآلود انجام میدهم، تا جایی که خاک دامنم از اشکهای من مانند گوشت نرم شده است.
در گلشن اندیشه به یاد رخ و زلفت
هر سو که شدم سنبل و گل تا به کمر بود
هوش مصنوعی: در باغ ذهنم، هنگامی که به خاطر چهره و موهایت به هر طرف نگاه میکنم، سنبل و گل تا کمر به چشم میآید.
نشکفت گلی از اثر نغمه بلبل
این فیض نصیب نفس باد سحر بود
هوش مصنوعی: هیچ گلی به خاطر آواز بلبل نرویید؛ این نعمت فقط به خاطر نسیم صبحگاهی نصیب جان میشود.
هر عیب که بود از نظر خلق نهفتم
آن عیب که پوشیده نگردید هنر بود
هوش مصنوعی: من هر نقصی که داشتم را از نگاه مردم پنهان کردم، اما آن عیبی که نتوانستم پنهان کنم، در واقع هنر من بود.
هرگز ز بد خویش فراموش نکردم
هرجا که شدم، آینهام پیش نظر بود
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکردم که رفتار ناپسند خودم را، و همیشه در هر جا که بودم، خودم را مانند آینهای در نظر داشتم.