برگردان به زبان ساده
صوت بلبل را شنیدم ناله زاری نداشت
آسمان در نُه قفس چون من گرفتاری نداشت
هوش مصنوعی: صدای بلبل را شنیدم که نالهای از غم و اندوه نداشت. آسمان هم در نُه قفس، مثل من، هیچ دردی نداشت.
بر دل تنگم ندانم عافیت را در که بست
با وجود آنکه این ویرانه دیواری نداشت
هوش مصنوعی: دل تنگ من نمیداند که آرامش را به کدامین جا باید بست، با وجود اینکه این ویرانه هیچ دیواری ندارد.
از تماشای تو جز حسرت نصیب ما نگشت
دیده حسرت نصیبان بخت بیداری نداشت
هوش مصنوعی: از دیدن تو جز حسرت برای ما باقی نمانده است؛ زیرا چشمان حسرتبار کسانی که خوشبختی را تجربه میکنند، بیدار و آگاه نیستند.
گلفروش از سادهلوحی گل سوی بازار برد
ورنه تا گل بود چون بلبل خریداری نداشت
هوش مصنوعی: گلفروش به خاطر سادگیاش گلها را به بازار میبرد، در حالی که تا زمانی که گل وجود داشت، مشتری برای آن پیدا نمیشد.
عقدهای گر بود در زلفش دل من بود و بس
ورنه با زلف پریشانش گره کاری نداشت
هوش مصنوعی: اگر دل من در زلف او گرفتار شده باشد، دلیلش فقط خود من است وگرنه زلفهای آشفتهاش هیچ مشکلی برای من ایجاد نمیکند.
کی ز رنج من خبردارست از پهلوی دل؟
آن که شبها تا سحر در خانه بیماری نداشت
هوش مصنوعی: کیست که از درد و رنج من باخبر باشد؟ کسی که مثل من شبها تا سحر با درد و بیماری در خانه نگذرانده باشد.
آب چشمم خویش را بر قلب دریا میزند
تا بنا شد گریه، چون اشکم جگرداری نداشت
هوش مصنوعی: چشمهای من به شدت اشک میبارند و این اشکها به قلب دریا میرسند، چرا که دیگر نمیتوانم گریه کنم، چون اشکهایم قدرتی برای تحمل ندارند.
طره دستار قدسی را پریشان کس ندید
هرگز آن ناقص جنون سودای سرشاری نداشت
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز نتوانسته است رشتههای نورانی و قدسی را از هم باز کند، زیرا آن فردی که به جنون عشق دچار است، هرگز به کمال نرسیده و نمیتواند احساسات عمیق و شگرفی را تجربه کند.