برگردان به زبان ساده
گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
آتش از خس نگذرد هرگز چنین کز ما گذشت
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوق زیبا و بینیاز از کنارم رد شد، قتل من به آن دلیریش اهمیت نداشت. هرگز آتش عاطفهام مثل این دلیری که از دل من گذشت، از میان خس و خرمنی نمیگذرد.
هرچه با زلف تو میماند دل از کف میبرد
روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت
هوش مصنوعی: هرچه که در ارتباط با زلف تو وجود دارد، دل از دست میدهد. روزهای زندگیام در آرزوی شب یلدا سپری شده است.
خاک بادا بر سرم گر نام عریانی برم
من که در دیوانگی موی سرم از پا گذشت
هوش مصنوعی: اگر من نام عریانی را بر زبان بیاورم، خاک بر سرم باد؛ چون در حال دیوانگی، موی سرم دیگر از پا گذشت.
از فغانم پرس کامشب با دل گردون چه کرد
تیشه فرهاد میداند چه بر خارا گذشت
هوش مصنوعی: امشب از درد و نالههای من بپرس که گردونه روزگار با دل من چه کرد. فقط فرهاد میداند که بر سنگ خارا چه گذشته است.
لاله بر گرد دمن پژمرده دیدم سوختم
بر سیهبختی که اوقاتش در آن صحرا گذشت
هوش مصنوعی: در گوشهای از دمنوش، لالهای را دیدم که پژمرده شده بود. به خاطر بدشانسی کسی که در آن بیابان زمانش را گذرانده از ناراحتی سوختم.
کی کند سر در سر هر قطره طوفان بلا؟
کار سیل چشمم از همچشمی دریا گذشت
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند در هر قطرهای از طوفان مصیبت، سرهای خود را بپوشاند؟ اشکهای من از شدت غم و حسادت به دریا فراتر رفت.
سوختم قدسی که مخصوص تغافل هم نیم
دوستم از پیش چون دشمن به استغنا گذشت
هوش مصنوعی: من در آتش عشق سوختم، اما این سوختن خاص کسانی است که برای نادیده گرفتن محبوب خود، تظاهر به بیتفاوتی میکنند. دوستم، مثل یک دشمن، از کنارم بیاعتنا عبور کرد.