برگردان به زبان ساده
کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست
نامهای بر پر نبستم در کمان تیرم شکست
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیداند که در دل من چه میگذرد. شب هنگام، غم و اندوهی در وجودم شکسته است، جایی که نامهای را برای بیان احساساتم ننوشتهام و این حال و احوال من مانند تیری است که در کمانش شکسته.
مرغ تدبیرم به سوی بام وصلش میپرید
از قضا در راه بال مرغ تقدیرم شکست
هوش مصنوعی: مرغ فکر و تدبیر من به سمت بام وصال محبوبش پرواز میکرد، اما ناگهان بال مرغ سرنوشتش شکست و او نتوانست به مقصد برسد.
کردهام در خدمتت تقصیر و از تاثیر آن
پشت امیدم خمید و رنگ تقصیرم شکست
هوش مصنوعی: من در خدمت تو اشتباهاتی داشتهام و اثر آن باعث شده که امیدم کمرنگ و سرم خمیده شود.
صورت خود میکشیدم بهر پابوسش به راه
انفعال این تمنا رنگ تصویرم شکست
هوش مصنوعی: برای دیدن چهرهاش با امید و آرزو، به تصویر خودم نگاه میکردم، اما این انتظار و اشتیاق باعث شد تا رنگ تصویر من محو شود.
باخبر شد از شکست خود دل آگاه من
آستین دست قضا چون بهر تخمیرم شکست
هوش مصنوعی: دل آگاه من متوجه شد که شکست خوردهام و دست سرنوشت، آستینش را بالا زده تا به تخریب من بپردازد.
کی شوم غمگین که چون قدسی مرید بادهام
پشت صد اندوه را یک همت پیرم شکست
هوش مصنوعی: به کجا میروم که از غمها رنج ببرم، در حالی که همچون فرشتهای به شراب عشق وابستهام؟ این درد و اندوه را با یک اراده قوی به راحتی پشت سر میگذارم.