برگردان به زبان ساده
تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
در چشم ترم هر مژه فواره خون است
هوش مصنوعی: سوز و درد درونم باعث شده که لبانم خونین شوند و اشکهایم به قدری زیاد است که هر مژهام مانند فوارهی خون میجوشد.
این باده عیشم که بود خون دلش نام
تهمانده صد جرعهکش بختزبون است
هوش مصنوعی: این شراب شادیام که نامش خون دل است، باقیماندهی صد کسی است که همیشه بدبخت بوده است.
درمان نپذیرد مرض عشق مسیحا
بیمارفریبی بگذار این چه فسون است؟
هوش مصنوعی: عشق مانند بیماری است که درمان نمیشود و این حالتی است که گویی با جادوگری همراه است. بگذار ببینیم این چه جاذبهای دارد.
مخمور می شوقم و انجام شکست است
مجنون ره عشقم و آغاز جنون است
هوش مصنوعی: مست و شاداب از عشق هستم و در این حالت شکست و ناکامی را تجربه میکنم. مانند مجنون که در مسیر عشق مجنون شده است، من نیز در آغاز دیوانگی عشق قرار دارم.
با آنهمه سنگیندلیاش رحم نماید
گر یار بداند که دل خونشده چون است
هوش مصنوعی: با وجود سنگیندلیاش، اگر یار بداند که دل چطور خونین شده است، ممکن است رحم کند.
هرچند به خون گشت چو قدسی جگرم، یار
یک بار نپرسید که احوال تو چون است
هوش مصنوعی: اگرچه با درد و رنج بسیاری در دل همچون فرشتگان زندگی میکنم، اما معشوق هرگز حتی یک بار از حال و احوالم نپرسید.