برگردان به زبان ساده
چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
که هر نفس که کشیدم ز سینه، عالم سوخت
هوش مصنوعی: دل من در شبهای جدایی به شدت از درد سوزانده شد و هر بار که نفسی کشیدم، انگار جهانی دیگر هم بسوخت.
ز جور چرخ، دلم در میان بخت سیاه
چو جان اهل مصیبت به شام ماتم سوخت
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و نابرابری زمانه، قلبم در میانهی سرنوشت ناگوار مانند جان کسانی که در مصیبت به سر میبرند، در ماتم و اندوه میسوزد.
تبسمِ که نمکپاش ریش دلها شد؟
که داغهای دلم در میان مرهم سوخت
هوش مصنوعی: خندهای که مانند نمک، زخمهای دل را بیشتر میکند، باعث شد تا جراحتهای دلم زیر سایهی آرامش پنهان شوند.
به راه عشق تو لبتشنگان بادیه را
جگر ز العطش آب خضر و زمزم سوخت
هوش مصنوعی: در جستجوی عشق تو، تشنگان در بیابانها به شدت عطش دارند و در این راه، قلبهاشان همچون آب خضر و زمزم در آتش تشنگی میسوزد.
دلم ز شعله سودای عارضی گرم است
چنان که نام دلم هرکه برد، دردم سوخت
هوش مصنوعی: دل من از حسی شدید نسبت به زیبایی معشوقهام پرشور و گرم است، بهطوری که هر کسی نام دل مرا بر زبان بیاورد، دردی جانسوز را تجربه خواهد کرد.
چو کرد صبحدم اظهار عشق گل، بلبل
چنان ز شرم برافروخت گل، که شبنم سوخت
هوش مصنوعی: وقتی گل صبحگاه عشقش را به همگان ابراز میکند، بلبل از شدت شرم آنچنان سرخ میشود که گویی شبنم را سوزانده است.
فغان که در دل قدسی ز برق حسرت دوش
متاع صبر و شکیب آنچه بود در هم سوخت
هوش مصنوعی: آه، که در دل پاک و قدسی من، یک روز غم و حسرت مانند یک صاعقه زبانه کشید و تمام آنچه که از صبر و استقامت در وجودم بود، نابود کرد.