برگردان به زبان ساده
آن را که داغ عشقش پا تا به سر نباشد
در دهر چون نهالی است کان را ثمر نباشد
هوش مصنوعی: کسی که عشق او تمامی وجودش را پراز احساس نکند، در دنیا مانند درختی است که میوهای ندارد و بیثمر است.
از درد شام هجران دردی بتر نباشد
بالاتر از سیاهی رنگ دگر نباشد
هوش مصنوعی: در کار عشق و جدایی، هیچ دردی بالاتر از درد فراق نیست و به یقین هیچ چیزی تاریکتر از ناامیدی و دیرینگی این درد هم وجود ندارد.
جام شراب ساقی ما را نمیکند مست
تا جای باده در وی خون جگر نباشد
هوش مصنوعی: ساقی ما تا زمانی که در شرابش از رنج و درد دل خبر نباشد، ما را مست نمیکند. یعنی برای به دست آوردن حالت مستی و شادی واقعی، باید درون قلب و جان انسان پر از احساسات عمیق و تلخ باشد.
گه در خیال زلفم گاهی به فکر کاکل
ای کاش شام ما را هرگز سحر نباشد
هوش مصنوعی: گاهی در خیال زیبایی زلفم به فکر موهای فر و خوش حالت میافتم، ای کاش شبهای ما هرگز به صبح نرسد و تمام نشود.
در راه عشقبازی راضی نمیشود دل
زخم خدنگ نازش گر کارگر نباشد
هوش مصنوعی: دل در عشق بازی راضی نمیشود و از زخمهای محبت و ناز محبوب خسته نمیشود، حتی اگر آن عشق به جایی نرسد و ثمری نداشته باشد.
تابان چو عارض او در آسمان عزت
حقا که در نکویی قرص قمر نباشد
هوش مصنوعی: چهره او مانند ماه روشن در آسمان است و به راستی که در زیبایی، هیچ چیز به پای او نمیرسد.
در عشق زاد راهی جز درد نیست لازم
تحصیل نان و آبی در این سفر نباشد
هوش مصنوعی: در عشق، تنها راهی که وجود دارد درد و رنج است و در این سفر نیازی به تلاش برای تأمین نان و آب نیست.
تا کی ز بهر صندل منت کشی ز دونان
قصاب ترک سر کن تا دردسر نباشد
هوش مصنوعی: چقدر باید برای خوشبختی دیگران و خواستههایشان زحمت بکشی؟ بهتر است از کسانی که به تو بیاحترامی میکنند فاصله بگیری تا خودت دچار مشکل نشوی.