برگردان به زبان ساده
تنها در این هوا نه همین آب کرده یخ
شیر فلک به کاسه مهتاب کرده یخ
هوش مصنوعی: در این فضا، تنها همین یخ که به خاطر گرما ذوب شده، مانند شیر آسمان در ظرف ماه تابیده، یخ زده است.
در کنج غنچه لب شیرین گلرخان
از سردی آب بوسه چو عناب کرده یخ
هوش مصنوعی: در لابهلای غنچههای شیرین لب گلها، بوسههایی که از سردی آب نشأت گرفته، مانند عناب یخزده است.
بیدار دانی از چه نگردند گلرخان
در رهگذار دیدهشان خواب کرده یخ
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا چهرههای زیبا در مسیر دیدگان ما خوابآلود به نظر میرسند؟ این به خاطر سرما و یخ است که بر آنها سایه افکنده است.
در آتش تنور جهانسوز کلهپز
قلاب آب و دیزی سیراب کرده یخ
هوش مصنوعی: در آتش تنور، دنیا به شدت میسوزد و دیزی داغی که در آن آب و یخ قلاب شده، به سرخوشی میپزد.
استاد و کاسهشور و خریدار مانده خشک
دیگ حلیم و کاسه قنداب کرده یخ
هوش مصنوعی: استاد، کسانی که حلیم میپزند و خریدار، همه در وضعیت ناامیدی و سردرگمی ماندهاند زیرا دیگ حلیم در حال سرد شدن است و شکر هم به یخ تبدیل شده است.
باغ و درخت و چشمه و بستان و باغبان
کشت و زمین و حاصل ارباب کرده یخ
هوش مصنوعی: باغ و درخت و آبنما و فضای سبز و باغبان، زمین را کاشته و محصولی از آن به دست آوردهاند، اما سرمای سخت همه چیز را نابود کرده است.
چوپان و چوب و لاشکش و گوسفند و گاو
ساطور و سنگ و مصقل قصاب کرده یخ
هوش مصنوعی: چوپان و وسایلش و دامها، ساطور و سنگ و ابزار قصابی، همه در حال آمادهسازی و کار برای ذبح و حفاظت از گوشت هستند.