برگردان به زبان ساده
مبین به عارض آن سبز گندمین گستاخ
مشو به خرمن فردوس خوشهچین گستاخ
هوش مصنوعی: به خاطر رنگ و شکل خوشایند و قد بلند آن محصولی که شبیه گندم سبز است، فریب نخور و در باغ فردوس بیاحتیاط نباش.
غبار هستی افتاده عزیزان است
ز روی کبر منه پای بر زمین گستاخ
هوش مصنوعی: غبار وجود بر روی چهرهی عزیزان نشسته است؛ بنابراین، به خاطر تکبر و خودپسندی، پا را بر زمین نگذار و بیاحترامی نکن.
تلاش وصل نمودن کمال بیادبی است
مباش ای دل بیتاب اینچنین گستاخ
هوش مصنوعی: تلاش برای ارتباط برقرار کردن با کمال، نشانهای از بیادبی است. ای دل بیتاب، در برابر این کار چنین بیپروا و جسور نباش.
برابر است به کیخسروی روی زمین
به آستانه این در منه جبین گستاخ
هوش مصنوعی: در دنیا، مقام کیخسرو، پادشاه بزرگ، قابل مقایسه با آستانه این در است؛ بنابراین، بر خود میبالید و سر خود را در برابر آن پایین نمیآورم.
غلامیاش نبود کار هر کسی قصاب
چرا تو کندهای (العبد) در نگین گستاخ
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به رابطه بین انسان و مقامهای بالاتر اشاره دارد. در اینجا، مقام بنده یا غلام به عنوان کسی که وظایف خاصی دارد معرفی شده است، و در عین حال به وظایف و اختیارات او انتقاد میشود. در واقع، این گوینده به ناپختگی یا بیاحترامی کسی که در جایگاه پایینتری قرار دارد، اشاره میکند. معنای کلی آن میتواند به این صورت باشد که نباید هر کسی به خود اجازه دهد که در کارهای خاص یا در جایگاههای بالا دخالت کند، به ویژه اگر تجربه یا صلاحیت لازم را نداشته باشد.