برگردان به زبان ساده
باد رنجور آن تنی کز درد او بیمار نیست
خاک بر چشمی که با یاد رخش بیدار نیست
هوش مصنوعی: باد، خنکای دلانگیزی است که بر روی تن خستهای میوزد، اما این تن به خاطر دردش در حال رنج و عذاب نیست. زمین و زمان بر چشمی که یاد آن چهره زیبا را فراموش کرده، خاک میریزد.
بینصیب آن دل که زخم از تیر مژگانی نخورد
وای بر مرگی که خود از حسرت دیدار نیست
هوش مصنوعی: دلهایی که از تیر مژگانی زخم نخوردهاند، نصیبی از عشق ندارند. چه افسوس بر مرگی که ناشی از حسرت دیدار محبوب باشد.
تا نگردم کشته در کوی تو با چند آرزو
بر نمیگردم دگر اینبار چون هر بار نیست
هوش مصنوعی: من تا زمانی که در عشق تو از جان نگذرم و به آرزوهایم نرسم، دیگر برنمیگردم. این بار مانند هر بار دیگر نیست.
پا ز فرمان قضا بیرون نهادن مشکل است
هیچکس را ره برون زین حلقه پرگار نیست
هوش مصنوعی: خارج شدن از دست فرمان تقدیر کار سختی است و هیچکس نمیتواند از این دایره محدودیتها بیرون برود.
نغمهسنجان حقیقت مست حیرت خفتهاند
در بساط عشق گویا هیچکس هشیار نیست
هوش مصنوعی: آوازخوانان حقیقت بیخبر از حیرت و شگفتی در فضای عشق خوابیدهاند، گویی هیچ کس بیدار نیست.
گر گریزان نیستم از سنگ طبع ناکسان
در جهان قصاب ما را شیشهای در بار نیست
هوش مصنوعی: اگر از خشونت و ناپاکیهای مردم بد دور نیستم، در این دنیا که مانند یک قصاب است، برای ما شیشهای در بار وجود ندارد.